|
اصلاحات از منظر نهج البلاغه
حسين ايرانى
- ۲ -
بدون ترديد يك سلسله زمينهها و عوامل معنوى و مادى، در بسترسازى و تحقق اصلاحات
نقش دارد كه بيشتر آنها را در نهجالبلاغه مىيابيم، از جمله:
1 - تقوا تقوا نيرويى است مقدس كه سبب كشش به سوى ارزشهاى معنوى و
عالى و گريز از پستىها و آلودگىهاى مادى مىشود، و آدمى را بر خويشتن مسلط نموده،
از اسارت هواهاى نفسانى آزاد مىكند. و در واقع به انسان مصونيت مىبخشد نه
محدوديت. داشتن تقوا در انديشه و عمل اصلاح طلب موثر مىباشد. امام المتقين على
عليهالسلام پيوسته بر تحقق تقوا و تعميق و توسعه آن خاصه نسبت به خواص، تاكيد
داشت، حتى در وصيتنامه خود، قبل از هر چيز به تقوا و پروا پيشگى توصيه مىفرمايد:
((شما را و تمام فرزندانم و هر كس اين پيام به او مىرسد در هر زمان و هر به
تقوا و نظم در امور و ايجاد صلح و صلاح بين خود سفارش مىكنم... .)) و در خطابى
ديگر به بيان آثار تقوا پرداخته، مىفرمايد: ((به
راستى تقوا داروى بيمارى دلها و قلبهاى شما... و به صلاح و سامان رساننده فساد
درون ((جان و جامعه) شماست)). اى بندگان خدا بدانيد تقوا دژى بلند و شكستناپذير است و بى
تقوايى و هرزه گى خانهاى پست و در حال فرو ريختن كه حافظ ساكنان خود نمىباشد و
كسى كه به ان پناه برد در امان نخواهد بود، آگاه باشيد، باتقوا مىتوان ريشه و نيش
گزنده گناهان را قطع كرد.)) ((همانا تقوا كليد هر در
بسته و توشه قيامت و عامل آزادى از هر گونه بردگى و نجات از هر تباهى است. و در
پرتو تقوا طالب هر چيز پيروز خواهد و پروا كنندگان از گناه، رستگارند و با تقوا به
هر آرزويى مىتوان رسيد))
2- قدردانى از نعمتها يعنى انچه داريم از آن خدا بدانيم و همراه با
سپاس و شكر او، با برنامه ريزى صحيح و به دور از اسراف و تبذير، در مسير رضاى او و
خدمت به بندگان او استفاده و صرف كنيم. كه حضرت على عليهالسلام مىفرمايد:
((هر نعمتى كه خداوند به تو بخشيده نيكو دار و در راه صلاح و اصلاح بكار گير
و هرگز نعمت هايى را كه در اختيار دارى تباه مكن)). 3 - تامين زندگى كارمندان
رسيدگى به معيشت كارمندان نه تنها اميد بخش و انگيزه كار بهتر و بيشتر مىشود بلكه
سبب آرامش خاطر آنان بوده، و مانع تجاوز به اموال مردم و بيت المال مىگردد. امام
على عليهالسلام در اين زمينه مىفرمايد: ((سپس
روزى فراوان و امكانات مورد نياز كارمندان را بر آنان ارزانى دار كه با حقوق و در
آمد كافى در اصلاح خود بهتر مىكوشند و با بى نيازى دست به اموال بيت المال
نمىزنند و اتمام حجت است بر آنها.))
4 - استفاده از تجربه صالحان بهرهگيرى از تجربه موفق مصلحان هم علم
است و هم صرفه جويى در زمان و دورى از زيانهاى آزمون و خطا، كه حضرت على
عليهالسلام مىفرمايد: ((آنچه نيكان و
صالحان خاندانت به آن عمل كردهاند، انتخاب كن و انجام بده)) 5 - دورى از شعار و ريا اسلام
پيوسته آدمى را از تنگ نظرىهاى مادى و خودنمايى و خود بينىهاى بيرون آورده، او را
به خدا و كمال نامتناهى متوجه مىكند تا نه تنها به جاى حرف و شعار، عملگرا گردد
بلكه در اجراء و عمل هم گرفتار توقف يا انحراف نشود، حضرت على عليهالسلام
مىفرمايد: ((و عمل صالح زراعت آخرت و
ارزشمند است... و كارها (نيكىها و اصلاحات) را بدون ريا و خود نمايى و شهرتطلبى،
انجام دهيد)). 6 - امر به معروف و انتقاد سالم و خير
خواهانه براى شكل گير و پيشرفت اصلاحات، دولت و ملت بايد ناظر و
ناصح هم باشند، در نهج البلاغه مىخوانيم: ((پس
مرا با خير خواهى خالصانه و سالم يارى كنيد.)) ((و امر به معروف را براى
اصلاح تودهها و جامعه قرار داد))
7 - قانون گرايى عمل به وظيفه و حفظ حقوق يكديگر در مردم و
كارگزاران بستر ساز اصلاحات مىباشد. على عليهالسلام مىفرمايد:
((و آنگاه كه مردم حق رهبرى و والى را ادا كنند و زمامدار جامعه، حقوق مردم
را بپردازد، حق در آن جامعه عزت يابد، راههاى دين پديدار و استوار گردد، نشانههاى
عدالت برقرار و سنتهاى صحيح، در مسير خود به راه افتد پس بدين ترتيب روزگار اصلاح
شود و مردم به استمرار دولت و حكومت اميدوار و توطئه و طمعهاى دشمنان به ياس
انجاميد.)) 8 - مبارزه با فساد همزمان با
برنامههاى اصلاحى، شناسايى و جلوگيرى از رويش و رشد مفاسد (فردى، اجتماعى، اقتصادى
و... از هر كس و در هر شكل) يك ضرورت است تا اصلاحات به ثمر رسد همانگونه كه براى
رشد نهال و گلها، آفتها و خارهاى مزاحم را بايد دفع كرد و با روش صحيح از بين برد
مصلحان بزرگ تاريخ يعنى انبياء اينگونه عمل كردند، و على عليهالسلام مىفرمايد:
((بدانيد خداوند مرا فرمان داده است تا با سركشان، پيمان شكنان و كسانى كه
فساد به راه مىاندازد مبارزه كنم.))
((در حفظ خصلتهاى پسنديده تعصب به خرج دهيد... از ستم و فساد اجتناب و دورى
كنيد.)) 9
- تبيين آثار و فوايد از جمله عوامل موثر در پذيرش و شكلگيرى
اصلاحات بيان نتايج و فوايد ارزشى حركت اصلاحى و تجليل از عمل صالح و بها دادن به
خوبان و خوبىها مىباشد، امام صالحان على عليهالسلام مىفرمايد:
((هر گاه صلاح و شايستگى بر روزگار و مردم چيره شد، اگر كسى به ديگرى گمان
بد برد كه گناهى از او ظاهر نشده، ستمكار است.))
((آگاه باشيد نام نيك و زبان صالح و خير كه خداوند براى آدمى، در ميان مردم
قرار دهد بهتر است از مال ارثى كه براى ديگران مىگذارد و او را سپاس هم نمىكند.))
((هيچ تجارت و معاملهاى همانند عمل صالح (پرسود) نيست)) البته خواستن و تلاش مردم در تحقق اصلاحات قابل ترديد نيست
(همانند زمين آماده و پذيراى بذر صالح) و شايد ذكر محاسن برنامه اصلاحى، عامل ايجاد
و افزايش تقاضا و خواست ملت گردد. و لذا على عليهالسلام (به فساد پرداختن و اميد
اصلاح داشتن را) توبيخ مىكند: ((آنها
(دشمنان)... در شهرها ومناطق خود به صلاح و اصلاح مشغولند و شما به فساد و خرابى
مىپردازيد!)) 10 - شايسته سالارى گزينش و
انتخاب كارگزاران صالح و كاردان، نقش اساسى در اجراى اصلاحات دارد، به عكس گماشتن
افراد ناصالح و ناكار آمد، وابستگان قومى و حزبى ناتوان، عامل ظلم، بدبينى،
نارضايتى و خشم مردم و موجب فساد و بحران خواهد شد. در اين رابطه امام على
عليهالسلام مىفرمايد: ((كارگزاران خود
را از ميان افراد با تجربه، با حيا و از خاندانهاى شايسته و با صلاحيت و پيشگام در
اسلام انتخاب كن...))
11 - برخورد قاطع با كارگزاران متخلف حضرت على عليهالسلام در عين
آنكه مظهر محبت و تبلور عطوفت بود اما با خائنان و مسئولان متخلف نظام، بدون ملاحظه
كارى و تساهل و تسامح برخورد مىنمود و قاطعانه قوانين الهى را در حق آنها اجرا
مىكرد در نامه خود به والى مصر مىنويسد:
((سپس رفتارشان را مورد برسى قرار ده و بازرسان مخفى از افراد راستگو و
وفادار بر آنان بگمار زيرا بازرسى سرى تو سبب مىشود تا آنها امانت دارى كنند و با
مردم به ملاطفت رفتار نمايند و از اعوان خائن دور نگهدارند. و اگر يكى از آنها
(كارگزاران) آلوده به خيانت شد و گزارش ماموران مخفى عليه او جمع گرديد و آن اخبار
را حجت دانستى، خائن را تنبيه بدنى كن و به كيفر عملش برسان، و او را خوار نموده و
داغ خيانت و ننگ بر گردنش بينداز.)) آرى تاريخ گواه است كه آن حضرت،
((شريح قاضى)) را به خاطر خانهاى كه
تهيه كرده بود، احضار و توبيخ كرد. جانشينى فرماندار بصره را براى كوتاهى در حفظ
بيت المال به شدت
تهديد نمود. و ((كميل بن زياد نخعى))
را به جهت بى كفايتى در فرماندهى لشكر، نكوهش و بركنار كرد. و در نامه
بى يكى از مسئولان خائن حكومتش نوشت: ((از
خدا بترس و پرهيزكار باشد و اموال آنان را باز گردان و اگر چنين نكنى و خدا مرا
فرصت دهد تا به تو دست يابم تو را كيفر خواهم كرد كه نزد خدا عذر خواه من باشد. و
با شمشيرى تو را مىزنم كه به هر كس زدم وارد دوزخ گرديد. به خدا سوگند اگر حسن و
حسين عليهالسلام (دو فرزند آن حضر) چنان مىكردند كه تو انجام دادى، از من روى خوش
نمىديدند و به آرزويى نمىرسيدند جز آنكه حق را از آنان بگيرم.)) و در كلامى ديگر مىفرمايد:
((در انجام آنچه صلاح به شمار مىآيد سستى مكنيد و براى رسيدن به حق تلاش
نماييد و اگر بر حق و صلاح پايدارى نكنيد، بدانيد خوارترين افراد نزد من، انسان كج
رفتار است كه به سختى كيفر خواهم داد و هيچ راه گريزى نخواهد يافت.))
12 - صداقت و صراحت در سيره سياسى امام عدالت خواهان حضرت على
عليهالسلام به وضوح صداقت و صريح گويى با مردم، ديده مىشود كه نقش فراوان در جلب
اعتماد و پذيرش برنامه اصلاحات دارد، به طورى كه مىفرمود:
((آنچه مىگويم بعهده مىگيرم و بدان پاى بندم... بخدا سوگند هرگز سر سوزنى
حقيقت را از شما پنهان نكردم و هيچگونه دروغى نگفتهام.)) و همچنين مىفرمايد:
((هرگاه رعيت و ملت بر تو بدگمان گردد، عذر و دليل خود را آشكارا با آنان در
ميان بگذار و با اين كار بدگمانى را (و در نتيجه زير سئوال رفتن خود و برنامه هايت
) از آنان برطرف كن، كه اين دفاع، رياضتى براى خود سازى تو و مهربانى و مدارا نسبت
به مردم است و آنان را به حق و قانون مدارى و مىدارد.)) 13 - حفظ كرامت انسانها در
((نهج البلاغه)) بارها محبت به ملت و
حفظ كرامت انسانها توصيه شده است كه اين خوى پسنديده عامل پذيرش و پيشرفت طرحهاى
اصلاحى و سبب رشد و شكوفايى ملت، اجراى قانون، اعتماد و امنيت خواهد بود. و امام
على عليهالسلام مىفرمايد: ((اى مالك
رافت و رحمت را پوشش دل خود قرار بده و با همه مردم دوست و مهربان باش چرا كه دو
دستهاند، يا برادر دينى تو اند و يا افرادى همانند تو در آفرينش... بر آنان سخن
مگير و ببخشاى... و بايد محبوبترين چيزها نزد تو، تعميم عدل و جلب خوشنودى و رضاى
توده مردم باشد.)) و در پيامى
ديگر مىفرمايد: ((با مردم متواضع و
فروتن، مهربان و گشاده روباش و در نگاه و نيم نگاهت به مردم نيز، با تساوى رفتار
كن.)) چرا
كه تبعيضهاى ناروا، جامعه را به فساد و تفرقه، تباهى و طغيان مىكشاند و مانع
شكلگيرى و استمرار اصلاحات مىباشد. و لذا پيشواى اصلاح طلبان راستين، على
عليهالسلام اجازه برترى خواهى به كارگزارانش نمىداد.
((و براى همه ملت آنچه براى خود و خاندانت دوست دارى، دوست بدار و براى آنها
آنچه براى خود و خاندانت نمىپسندى مپسند.))
حتى منت گذارى، بزرگنمايى كار خود و آمار زياد دادن را نهى مىفرمايد:
((از منت بر رعيت به هنگام احسان بپرهيز و بيش از آنچه انجام دادهاى كارت
را بزرگ مشمار و هرگز خلاف وعده عمل مكن... و از امتياز خواهى براى خود در آنچه
مردم مساويند بر حذر باشد.))
14 - دعا به دنبال برنامه ريزى و مديريت صحيح، هر طرح و حركت
اصلاحى، توجه قلبى به قدرت نامتناهى خدا نمودن و دعا كردن، نه تنها يك اصل مكتبى و
معنوى مىباشد كه توفيق و تداوم
كار و مصونيت از تهديدهاى نامرئى را نويد مىدهد و به طور كلى دعا عبادت بوده و
آثار تربيتى و روحى فراوان به همراه دارد. امام على عليهالسلام مىفرمايد:
((اگر مردم هنگام نزول بلاها و گرفتاريها و زوال نعمتها، با نيتهاى درست و
صادقانه به درگاه خدا زارى كنند و با قلبهاى سرشار از محبت، از خدا بخواهند، آنچه
از دستشان رفته، باز خواهد گشت و هر گونه فسادى اصلاح گردد.)) و
در كلامى ديگر مىفرمايد: ((خداى بين ما و
آنان اصلاح فرما و صلاح و صواب را حاكم كن.)) ((پروردگارت تو مرا به
اصلاح امورم راهنمايى فرما و قلبم را به آنچه سبب رستگاريم شود هدايت نما.)) ممماا رى! على عليهالسلام به عنوان رئيس حكومت اسلامى و يك
مصلح اسوه، خدا را مىخواند و دعا مىكند و به ما مىآموزد.
|