باب
سوم : در اعمال و ادعيه ماه مبارك رمضان
بـــاب ســـوم در مـــاه مـــبـــارك
رمـــضـــان اســـت و در آن دوفصل است :
فصل اول : در اعمال مشترك ماه رمضان است
بـدان كـه ايـن مـاه بهترين ماهها است و ماهى است كه مردم را
خوانده اند به ميهمانى الهى ، نـفـسـهـا در آن ثـواب تـسـبيح و خواب در
آن ثواب عبادت دارد و دعا در آن مستجاب است پس بايد (در آن ) بزرگسالان
را تعظيم كرد و كودكان را ترحم و خويشان را نوازش و صله رحـم بـايـد
نـمـود و بـر فـقـرا تـصـدق بايد كرد و نگاه داشت زبان گوش و چشم را از
چـيزهايى كه نبايد گفت (و نبايد شنيد) و (نبايد) ديد و مهربانى بايد
كرد بر يتيمان و در اوقـات نـمـازهـا دسـتها را به دعا بلند نموده كه
بهترين ساعتها است و بايد سبك كرد پـشـت هـا را از بـارهـاى گـناه به
طول دادن سجده ها و بايد سعى كرد در افطار دادن به روزه داران ، كـه
هـر كـه مـومـنـى را افطار دهد ثواب بنده آزاد كردن دارد و بايد خلقها
را خوب كرد و خدمت غلام (خدمتكار) مرد و كنيز (خدمتكار زن ) را سبك
نمود و شر خود را از مردم بازداشت و نماز بسيار بجا آورد و صلوات بسيار
فرستاد و قرآن بسيار خواند زيرا كه در اين ماه خواندن يك آيه از قرآن
ثواب يك ختم در ماههاى ديگر را دارد و خداوند در اين ماه بـسـيـارى از
گـنـاهـان را مـى آمـرزد، پـس بـايـد هـر كـس سـعـى كـنـد كـه آمـرزش
الهـى شامل حال او شود همانا شقى آن كس است كه محروم گردد از آمرزش خدا
در اين ماه عظيم .
و بـدان كـه
اعـمـالمشتركه اين ماه بر چهار قسم است :
قـسـم اول : اعـمالى است كه در هر شب و روز اين ماه بجا آورده
مى شود و آنها چند امر است : 1ـ خـوانـدن ايـن دعا بعد از هر فريضه :
اللهم ارزقنى حج بيتك الحرام ... و خواندن : يا عـلى يـا عـظـيـم ... و
خـوانـدن دعـاى : اللهـم ادخـل عـلى اهل القبور السرور... 2ـ در اين
ماه قرآن بسيار بخواند و اگر روزى يك ختم بخواند خوب اسـت . 3ـ در شـب
روز ايـن مـاه ذكـر صـلوات و اسـتغفار و لا اله الا الله را بسيار
بگويد و نوافل شب و روز را بجا آورد و شعر نخواند و از محرمات چشم و
گوش و زبان خود را نيز روزه دارد.
و بدان كه روزه مجرد امساك از غذا و نوشيدنى ها نيست .
قسم دوم : اعمالى كه در شبهاى ماه مبارك رمضان بايد بجا آورد و آن نيز
چند چيز است . 1ـ افطار است و مستحب است كه بعد از نماز شام افطار كند
مگر آنكه ضعف بر او غلبه كرده بـاشـد يا جمعى منتظر او باشند. 2ـ آن كه
افطار كند بر چيز پاكيزه از حرام و شبهات و بـهتر آن است كه به خرماى
حلال افطار كند تا ثواب نمازش چهار صد برابر گردد و بـه خـرمـا و آب و
بـه رطـب (خـرماى تازه ) و لبن (شير) و به حلوا و به نبات و به آب گـرم
بـه هر كدام كه افطار كند نيز خوب است . 3ـ آن كه در وقت افطار دعاهاى
وارد شده آن را بـخـواند. مثلا بگويد:اللهم لك
صمت و على رزقك افطرت و عليك توكلت تا خدا عطا كند به او ثواب
هر كسى را كه در اين روز روزه داشته و اگر دعاى (اللهم
رب النـور العـظـيم ) را كه سيد بن طاووس
روايت كرده بخواند فضيلت بسيار يابد. 4ـ در لقمه اول بگويد: يا واسع
المغفره اغفرلى 5ـ در وقت افطار سوره قدر بخواند. 6ـ در وقـت افـطار
تصدق كند و افطار دهد روزه داران را اگر چه به چند دانه خرما يا شربتى
آب بـاشـد. 7ـ در هـر شـب خواندن هزار مرتبه انا انزلنا (سوره قدر)
وارد است . 8ـ در هر شب صد مرتبه حم دخان بخواند اگر ميسر شود. 9ـ اين
دعا را در هر شب بخواند تا گناه چهل ساله او آمرزيده شود: اللهم رب شهر
رمضان ... 10ـ در هر شب بعد از نماز مغرب دعا كـنـد بـراى حـج بـه ايـن
دعـا: (اللهـم بـك و مـنـك اطـلب ...)
و ايـن دعـا را سـيـد در اقـبال روايت كرده در ضمن دعاهاى بعد از فريضه
11ـ در هر شب دعاى افتتاح را بخواند. 12ـ در هـر شـب بـخـوانـد
(اللهـم انـى اسـئلك ان تـجـعـل فـيـمـا
تقضى ...) و نيز بخواند:
(اللهم برحمتك فى الصالحين ...)
و بـدان كـه از چيزهايى كه در شبهاى ماه رمضان بايد بجا آورده شود؛
هزار ركعت نماز است در مجموع اين ماه ، به طورى كه در جاى خود شرح داده
شد.
قسم سوم : در اعمال سحرهاى ماه مبارك رمضان است :
و آن نيز چند (عمل ) است : 1ـ سحرى خوردن و ترك نكند آن را اگر چه به
يك دانه خرما يا شـربـت آب بـاشـد و بـهـتـريـن سحرها سويق يعنى قاووت
و خرما است و وارد شده كه حق تعالى و ملائكه صلوات مى فرستند بر آنها
كه استغفار مى كنند در سحرها و سحرى مى خورند. 2ـ در وقت سحر سوره انا
انزالناه بخواند كه هر كه اين سوره مباركه را در وقت افـطار كردن و
سحرى بخواند؛ در بين اين دو وقت ثواب كسى را داشته باشد كه در راه خـدا
در خـون خـود بـغـلطـد. 3ـ دعاى ابوحمزه ثمالى را در سحرها بخواند. 4ـ
دعاى اللهم انى اسئلك من بهائك را در سحرها بخواند. 5ـ اين دعا را كه
شيخ و سيد ذكر كرده اند: يا عدتى عند كربتى ... 6ـ بخواند دعاى ادريس
را كه هر دو (شيخ طوسى و سيد بن طاووس ) روايـت كرده اند: سبحانك لا
اله الا انت ... 7ـ بخواند اين تسبيحات را كه سيد روايت كرده سبحان من
يعلم جوارح القلوب ... 8ـ بخواند اين دعا را كه مختصرترين دعاهاى سحر
است : يا مفزعى عند كربتى ... و بدان كه علما فرموده اند كه اگر نيت
روزه را بعد از سحرى بـنـمايد بهتر است و از اول شب تا آخر شب نيت مى
توان كرد. همين كه مى داند و قصد دارد كـه فـردا بـراى خـدا روزه
بـگـيـرد و امساك از مفطرات كند بس است و شايسته است كه در سحرها نماز
شب را ترك نكند و تهجد به عمل آورد.
قسم چهارم : در اعمال روزهاى ماه رمضان است : و آن چند چيز است :
1ـ در هـر روز بـخـوانـد:اللهم هذا شهر رمضان و
هذا شهر الصيام ...و اين دعا به دو گونه روايت شده ، يكى مختصر
است چنان كه در كافى است و حقير در هديه الزائر آن را نـقـل كـرده ام و
ديگر مبسوط است چنان كه در اقبال است و علامه مجلسى رحمه الله آن را در
زاد المـعـاد نقل فرموده است . 2ـ خواندن اين تسبيحات ده گانه است در
هر روز سبحان الله بارى النسم ...(47)
3ـ خواندن اين صلوات است :ان اله و ملائكته
يصلون على النبى ...4ـ خـوانـدن ايـن دعاى عظيم الشان است :
(اللهم انى ادعوك كما امرتنى ...)
5ـ خواندن اين دعا كه در اقبال است : (يا
عدتى فى كربتى ...) 6ـ خواندن اين دعا كه
شـيـخ و سـيـد روايـت كرده اند و حقير در هديه نقل كرده ام :
(اللهم انى اسئلك من فضلك بافضله ...)
7ـ خـوانـدن ايـن دعـا اسـت كـه شـيـخ كـفـعـمـى ذكـر فـرمـوده :يـا
ذا الذى كـان قبل كل شى ء و خلق كل شى ء ثم يبقى كل شى ء ياذا الذى ليس
فى السموات العلى و لا فـى الارضـيـن السـفـلى و لا فـوقهن و لا تحتهن
اله يعبد غيره لك الحمد حمدا لا يقوى على احـصـائه الا انـت صـل عـلى
محمد و آل محمد صلوه لا يقوى على احصائها الا انت .8ـ در هر روز
صـد مـرتـبـه ايـن ذكـر را بـگـويـد كـه مـحـدث فيض در خلاصه الاذكار
ذكر فرموده :سبحان الضار النافع سبحان القاضى
بالحق سبحان العلى الاعلى سبحانه و بحمده سبحانه و تعالى .
فصل دوم : در اعمال مخصوص
شب و روز اين ماه مبارك است .
شب اول : در آن چند عمل است .
1ـ آنـكه طلب هلال (ماه نو) كند و بعضى استهلال اين ماه را واجب
دانسته اند. 2ـ چون رؤ يت هـلال كـرد اشـاره بـه هـلال نـكند بلكه رو
به قبله كند و دستها را به آسمان بلند كند و بـگـويـد: ربـى و ربـك
الله ... 3ـ بـخـوانـد دعـاى 43 (چـهـل و سـوم ) صـحـيـفـه كـامـله را
در وقـت ديـدن هـلال 4ـ مـجـامـعـت بـا حـلال خـود كـنـد و ايـن از
خـصـوصـيـات ايـن مـاه اسـت و الا در مـاهـهـاى ديـگـر جـمـاع در شب
اول مـكـروه اسـت . 5ـ غـسـل شـب اول مـاه كـنـد. 6ـ در نـهـر جـارى
غـسـل كـنـد و سـى كـف آب بـر سـر ريـزد. 7ـ زيـارت قـبـر امـام حسين
عليه السلام كند تا گـنـاهـانـش ريـخـتـه شـود و ثـواب حـاجـيـان و بـه
عـمـره رونـدگـان آن سـال را دريـابد. 8ـ در اين شب ابتدا كند به
خواندن هزار ركعت نماز اين ماه . 9ـ آن كه در نافله اين شب و ساير
شبهاى اين ماه سوره انا فتحنا بخواند. 10ـ دو ركعت نماز بخواند و در
ايـن شـب در هـر ركـعـت حـمـد و سـوره انـعـام بـخـوانـد و سـوال كـنـد
كـه حـق تـعـالى از او كـفـايـت شرور كند. 11ـ بخواند دعاى :
(اللهم ان هذا الشـهـر المـبـارك ...)
و ايـن دعائى است كه حضرت صادق عليه السلام در شب آخر ماه شـعـبـان و
در ايـن شـب مـى خـواندند. 12ـ بعد از نماز مغرب بخواند اين دعاى وارد
شده از حضرت جواد عليه السلام را كه در اقبال است :
(اللهم يا من يملك التدبير...)
13ـ بـخـوانـد در ايـن شـب ايـن دعـاى مـاثـور از حـضـرت صـادق عـليـه
السـلام را كـه در اقـبـال اسـت : (اللهـم
رب شـهـر رمـضـان مـنـزل القـرآن ...)
14ـ بـخـواند دعاى 44 (چـهـل و چـهـارم ) صحيفه كامله را. 15ـ بخواند
دعاى وارده از موسى بن جعفر عليه السلام را:اللهـم
انـى اسـئلك بـاسـمك الذى دان له كل شى ء...16ـ بخواند:
(اللهم ان هذا شـهـر رمـضـان ...)
كـه سـيـد نـقـل كـرده . 17ـ بـخـوانـد:اللهـم
انـه قـد دخـل شـهـر رمـضـان اللهـم رب شـهر رمضان الذى انزلت فيه
القرآن و جعلته بينات من الهـدى و الفـرقـان اللهـم فـبـارك لنـا فى
شهر رمضان و اعنا على صيامه و صلواته و تقبله منا.
روز اول : در آن چند عمل
است :
1ـ غـسـل كـردن در آب جـارى و ريـختن سى كف آب بر سر، كه باعث
ايمنى از جميع دردها و بـيـمـاريـهـا اسـت در تـمـام سـال . 2ـ كفى
(مشتى ) از گلاب به صورت خود بزند تا از خـوارى و پـريـشـانـى نـجـات
يـابـد و مـقـدارى گـلاب هـم بـر سر خود بريزد تا در آن سـال از
سـرسـام ايـمـن شـود. 3ـ دو ركـعـت نـمـاز اول مـاه و تـصـدق را بـه
عـمـل آورد. 4ـ دو ركـعت نماز انجام دهد در ركعت اول حمد و انا فتحناه
و در ركعت دوم حمد و هر سـوره كـه خـواهـد بـخـوانـد تـا حـق تـعـالى
جـمـيـع بـدى هـا را در آن سـال از او دور گـردانـد و در حـفـظ خـدا
بـاشـد تـا سـال آينده . 5ـ بعد از طلوع فجر اين دعا را بخواند:
اللهم قد حضر شهر رمضان و قد افـتـرضت علينا
صيامه و انزلت فيه القرآن هدى للناس و بينات من الهداى و الفرقان اللهم
اعنا على صيامه و تقلبه منا و تسلمه منا و سلمه لنا فى يسر منك و عافيه
انك على كل شى ء قدير.6ـ بخواند دعاى 44 صحيفه كامله را اگر در
شب نخوانده است .
روز ششم :
در سـال 201 (دويـسـت و يـك ) هـجـرى قمرى مردم با حضرت امام
رضا عليه السلام بيعت كـردند و سيد روايت كرده ، كه براى شكرانه اين
نعمت دو ركعت نماز در اين روز بگذارند و در هـر ركـعـت بعد از حمد بيست
و پنج مرتبه توحيد بخوانند و روايت شده كه چون مردم بـيـعـت كـردند با
امام رضا عليه السلام ماءمون امر كرد كه كيسه هاى زر آوردند و جوايز
بسيار به مردم بخشيد و خطبا و شعرا بر خواستند و خطبه ها و قصيده هاى
غرا در شان آن حـضـرت خـوانـدنـد و جـايـزه گرفتند و امر شد سياه پوشى
را كه بدعت بنى عباس بود ترك كنند و جامه هاى سبز بپوشند و در بالاى
منابر و مناره ها نام آن حضرت بلند كنند و وجـوه (پـول ) و ديـنـار را
بـه نـام نـامـى و لقـب گـرامـى آن حـضـرت مـزيـن گـردانـند و نـقـل
شـده كـه چـون شعراء مدح آن حضرت كردند (ابونواس ) ساكت ماند و مدح آن
حضرت نـگـفـت مـاءمـوران او را عـتـاب كـرد كـه بـا آن كـه تـو شـيـعـه
مـذهـب و مـايـل به اهل بيت مى باشى و هم شاعر زمان و فريد دورانى چرا
آن حضرت را مدح نگفتى ابوانواس گفت :
| قيل لى انت اوحد الناس طرا |
|
| |
فى
فنون من الكلام النبيه
|
| لك من جوهر الكلام بديع |
|
| |
يثمر
الدر فى يدى مجتنيه
|
| فعلى م تركت مدح ابن موسى |
|
| |
و
الخصال التى تجمعن فيه
|
| قلت لا استطيع مدح امام |
|
| |
كان
جبريل خادما لابيه
(48) |
ماءمون حقه
(49) لؤ لؤ ئى طلبيد و دهان او را پر از لؤ لؤ كرد.
شـــب ســـيـــزدهـــم :
اول ليـــالى بـــيـــض (شـــب 13 و 14 و 15) اســـت و در آن سـهعمل
است :
1ـ غـسـل 2ـ چهار ركعت نماز در هر ركعت حمد و بيست و پنج مرتبه
توحيد (خوانده مى شود) 3ـ دو ركعت نماز كه در شب سيزدهم ماه رجب و
شعبان نيز خوانده مى شود در هر ركعت بعد از حـمـد يـس و تـبـارك المـلك
و توحيد بخواند و در شب چهاردهم اين نماز خوانده مى شود به چهار ركعت ،
به دو سلام .
شب پانزدهم (ماه مبارك
رمضان )
(اين شب ) از ليالى متبركه است و در آن چند عمل است :
1ـ غـسـل 2ـ زيـارت امـام حـسـيـن عـليـه السـلام 3ـ شش ركعت نماز به
حمد و يس و تبارك و توحيد. 4ـ صد ركعت نماز در هر ركعت بعد از حمد ده
مرتبه توحيد بخواند. 5ـ كسى كه در ايـن شـب نزد قبر امام حسين عليه
السلام است مستحب است كه بعد از نماز عشاء ده ركعت نماز كند در هر ركعت
بعد از حمد ده مرتبه ، توحيد بخواند و به خدا پناه برد از آتش جهنم .
روز نيمه (ماه مبارك
رمضان )
در سال 3 (سوم ) هجرى قمرى تولد با سعادت حضرت امام حسن مجتبى
عليه السلام واقع شـده و شـيـخ مـفـيـد فـرمـوده كـه تـولد امـام
مـحـمـد تـقـى عـليـه السـلام در سـال 195 (صـد و نـود و پـنـج ) هجرى
قمرى در اين روز بوده لكن مشهور دهم رجب است ، به هر حال روز بسيار
شريفى است و صدقات و مبرات در آن فضيلت بسيار دارد و در اين روز در
سـال شـصـتـم (60 هــ ق ) حـضـرت امـام حـسـيـن عـليـه السـلام مـسـلم
بـن عـقـيل را به طرف كوفه روانه كرد و كاغذهاى كوفيان را جواب فرمود و
در آن نوشت كه فـرسـتـادم بـه سـوى شـمـا بـرادر و پـسـر عـم و فـرد
مـورد اطـمـيـنـان اهـل بـيـت خـويـش مسلم بن عقيل را، پس اگر او
بنويسد براى من كه مجتمع شده راءى عقلا و دانايان و اشراف شما بر آن چه
در نامه ها درج كرده ايد حتما من به زودى به سوى شما خواهم آمد انشاء
الله تعالى .
روز هفدهم :
در سال 2 (دوم ) هـ.ق جنگ بدر اتفاق افتاد و مسلمانان سيصد و
سيزده نفر بودند و مشركين نـهـصـد و بـيست تن ، و از مشركين هفتاد نفر
اسير شدند و هفتاد نفر كشته شدند كه در بين سران ايشان عتبه و شيبه و
وليد و حنظله بن ابى سفيان و عاص بن سعيد و زمقه الاسود و نـوفـل بـود
و بـيـشـتـر ايـشـان بـه شـمـشـيـر امـيرالمؤ منين عليه السلام به
دركات جهنم شتافتند.
نـقـل اسـت چـون جـنـگ بـر طـرف شـد و فـتـح بـراى حـضـرت رسـول خـدا
صـلى الله عـليـه و اله واقـع شـد، حـضـرت فـرمـود: كـيـسـت كـه از
ابـوجـهـل خـبـرى بـيـاورد؟ عـبـدالله بـن مـسـعـود گـفـت : يـا رسـول
الله مـن حـاضـرم و بـرخـاسـت و در مـيـان كـشـتـه شـدگـان قـريـش
فـحـص كـرد ابـوجـهل را ديد كه مجروح بر روى خاك افتاد، عبدالله پا بر
گردن او نهاد و بر سينه او نـشـسـت و مـوى چـانـه او را كـشـيـد و
گـفـت :
(الحـمـدلله الذى اخـزاك .
)
ابـوجـهـل گـفت : اى چوپانك گوسفندان ، به جاى بلندى آمده اى بگو
پيروزى با كيست ؟ گـفـت : بـا خـدا و رسـول خـدا اسـت هـم اكـنـون سـرت
را از تـن جـدا كـنـم ، ابوجهل بعد از كلماتى گفت : سر من را از پائين
گردن جدا كن تا بزرگ و مهيب به نظر آيـد در چـشـم مـحمد صلى الله عليه
و اله و به او بگو كه من همواره با تو دشمن بودم و امـروز عـداوتم سخت
تر است . عبدالله (بن مسعود) گفت : من قسمتى از سرت را به گردن خـواهـم
افـزود تـا از هـمـه سـرها حقيرتر و كوچكتر نمايد پس شمشير كشيد تا
كار او را تـمـام نـمـايـد شـمـشـيـرش را حـدت نـبـود بـنـاچـار تـيـغ
خـود ابـوجـهـل را بـرداشـت و سـرش را جـدا نـمـود، و بـه نـزد رسـول
خـدا صـلى الله عـليـه و اله آورده و در خـاك افـكـنـد. حـضـرت در او
تـاءمـل كـرد و حـمـد خـداى تـعـالى را بـجـا آورد،
روى
انـه لمـا قـتـل قـال النبى صلى الله عليه و اله ان هذا اعتى على الله
تعالى من فرعون ان فرعون لما ايقن بالهلاك وحد الله و ان هذا لما ايقن
بالهلاك دعا بالات و العزى
(50)و بدان كه ابوجهل مبتلى به درد ابنه بود.
شب نوزدهم (ماه مبارك
رمضان )
(ايـن شـب ) اول شـبـهـاى قـدر اسـت و شـب قـدر هـمـان شـبـى
اسـت كـه در تـمـام سـال شـبـى بـه خـوبـى و فـضـيـلت آن نـمـى رسـد و
عـمـل در آن بـهـتـر اسـت از عـمـل كـردن در هـزار مـاه و در آن شـب
تـقـديـر امـور سـال مى شود و ملائكه و روح كه اعظم ملائكه است در آن
شب به اذن پروردگار به زمين نـازل مـى شـوند و به خدمت امام زمان عليه
السلام مشرف مى شوند و آنچه براى هر فرد مـقـدر شـده اسـت بـر امـام
عـليـه السـلام عـرض مـى كـنـنـد و اعمال شبهاى قدر بر دو نوع است :
يكى اعمالى كه در همه شبها بايد بجا آورد و ديگر اعمالى كه مخصوص است
به هر شب .
امـا اول پـس آن چـنـد چـيـز است : 1ـ غسل 2ـ دو ركعت نماز است كه در
هر ركعت بعد از حمد هفت مرتبه توحيد و بعد از پايان نماز هفتاد مرتبه
(استغفر الله ربى و اتوب اليه
) 3ـ قـرآن مـجيد را باز نمايد و در
مقابل خود بگذارد و بگويد:
اللهم انى اسئلك
بكتابك المـنـزل و مـا فيه و فيه اسمك الاكبر واسماوك الحسنى و ما يخاف
و يرجى ان تجعلنى من عـتـقائك من النار.پس هر حاجت دارد بخواهد.
4ـ آن كه مصحف شريف (قرآن كريم ) را بر سـر خـود گـذارد و بـگـويـد:
اللهـم
بـحـق هـذا القـرآن و بـحـق مـن ارسـلتـه به و بحق كل مؤ من مدحته فيه
و بحقك عليهم فلا احد اعرف بحقك منك پس ده مرتبه بگويد (بك يا
الله ) و ده مرتبه بمحمد صلى الله عليه و آله پس هر يك از معصومين عليه
السلام را نام بـرد و ده مـرتبه بگويد تا به حجه بن الحسن عليه السلام
برسد، آن وقت حاجت خود را از خـدا بـخـواهـد. 5ـ زيـارت كـند امام حسين
عليه السلام را. 6ـ احياء بدارد اين شبها را. 7ـ صـد ركعت نماز بجا
آورد. 8ـ جوشن كبير بخواند. 9ـ بخواند
(اللهم
انى امسيت لك عبدا داخرا..
) اين دعا را
كفعمى از امام زين العابدين عليه السلام روايت كرده كه در اين سه شـب
آن را در حـال قـيـام و قعود و ركوع و سجود مى خوانده اند. و علامه
مجلسى رحمه الله فـرمـود كـه بـهترين دعا و اعمال در اين شبها طلب
آمرزش و دعا براى مطالب دنيا و آخرت خود و پدر و مادر و خويشان خود و
برادران مؤ من چه زنده و چه مرده است و اذكار و صلوات بر محمد و آل
محمد عليه السلام آن مقدار كه بتواند.
دوم : يعنى اعمال مخصوص به هر شب ، پس اعمال شب نوزدهم چند چيز است :
1ـ صـد مـرتـبـه : اسـتـغـفـر الله ربـى و اتـوب اليـه . 2ـ صد مرتبه :
اللهم العن قتله امـيـرالمـؤ مـنـيـن . 3ـ بخواند دعاى : يا ذا الذى
كان كه در بخش چهارم گذشت . 4ـ بخواند اللهم اجعل فيما تقضى و تقدر...
روز نوزدهم :
در صـبـح سـال 40 هـق حـضـرت امـيـرالمـؤ مـنين عليه السلام را
ضربت زدند و خلاصه آن حـادثـه آن اسـت كـه : در سـال چـهـلم گـروهـى از
خوارج در مكه معظمه جمع شدند و مذاكره (پيرامون جنگ ) نهروان كردند و
بر كشته شدگان نهروان گريستند و سه نفر با هم عهد كـردنـد كـه در يك شب
اميرالمؤ منين عليه السلام و عمر عاص و معاويه را بكشند، ابن ملجم
ملعون كشتن اميرالمؤ منين عليه السلام را به عهده گرفت ، وى وارد كوفه
شد و قطام دختر اخضر را ملاقات كرد و او زنى بود از خوارج كه اميرالمؤ
منين عليه السلام پدر و برادر او را در نـهـروان كـشـتـه بـود و چـون
در غـايـت حـسـن و جـمـال بـود ابـن مـلجـم او را خواستگارى كرد. قطام
گفت : مهر من سه هزار درهم است با يك غـلام و كنيز و كشتن على بن
ابيطالب عليه السلام ابن ملجم گفت : چگونه على را بكشم ، گـفـت : بـه
صـورت ناگهانى او را مى كشى و وردان بن مجالد را كه از قبيله خودش بود
بـراى يـارى ابـن مـلجـم طلبيد و ابن ملجم نيز شبيب بن بجره خارجى را
همدست خود كرد و مـدتـى در انـتـظار باقى ماندند تا شب نوزدهم ماه
رمضان رسيد و در آن شب قطام در مسجد خـيـمـه زده بـود و مـشـغـول
اعـتـكـاف بـود، آن سـه مـلعـون بـه قـصـد قـتـل امـيرالمؤ منين عليه
السلام به مسجد آمدند. قطام پارچه هايى از حرير به سينه هاى آنـهـا
بـسـت و شـمـشـيـرهـاى زهـرآگـيـن به آنها داد تا آن را بسته و به
نزديك دربى كه امـيـرالمـؤ مـنـيـن عليه السلام از آن درب داخل مسجد مى
شد آمده و آنجا نشستند و كسى از راز آنها اطلاع نداشت بحز اشعث بن قيس
كه او نيز متفق بود و به يارى آنها آمده بود، همين كه وقـت صـبـح
حـضـرت امـيـرالمـؤ منين عليه السلام داخل مسجد شد و صداى نازنينش به
ايها النـاس الصـلوه بـلنـد شـد كه ابن ملجم و همراهان او شمشيرها را
كشيده و بر آن حضرت حـمـله كـردنـد و گـفتند: الحكم لله لالك يا على ،
شمشير شبيب خطا كرد و شمشير ابن ملجم بـر فـرق مبارك آن حضرت خورد و آن
را شكافت و خون جارى شد و محاسن شريفش كه در عـزاى رسـول الله صـلى
الله عليه و آله خضاب نشده بود به خون خضاب شد، و آن چه خـدا و رسـول
او خـبر داده بودند و اميرالمؤ منين عليه السلام در انتظار آن بود واقع
شد و آن جـنـاب ـ صـلوات الله و سـلامـه عليه و لعنه الله على قاتليه و
معانديه ـ از صدمات دنيا و از فريب و مكر معاويه و عمر و عاص و از بى
وفايى كوفيان غدار آسوده گرديد.
روز بيستم :
در سـنـه 8 (هـشـتـم هـجـرى قـمـرى ) فـتـح مـكـه مـعـظـمـه
واقـع گـرديـد و حـضـرت رسـول صـلى الله عـليـه و آله جـرم و جـنـايـت
قـريـش را بـخـشـيـد و فـرمود: اذهبو فانتم الطلقاء
(51)
شب بيست و يكم (ماه مبارك
رمضان )
ايـن شـب فـضـيـلتـش زيـادتـر از شـب نـوزدهـم اسـت و بـايـد
اعـمـال آن شـب را از غـسـل و احـيـاء و زيـارت و نـمـاز هـفـت قـل هـو
الله و قرآن بر سر گرفتن و صد ركعت نماز و دعاى جوشن كبير و غيره را در
اين شـب بـه عـمـل آورد را و از ايـن شب شروع كند به دعاى شبهاى آخر كه
از آنها، اين دعا ابن ابـى عـمـيـر اسـت كـه حـضـرت صـادق عـليـه
السـلام نـقـل كـرد، كـه در هـر شـب از ايـن دهـه خـوانـده مـى شـود:
اعـوذ
بـجـلال و جهك الكريم ان ينقصى عنى شهر رمضان او يطلع الفجر من ليلتى
هذه و بقى لك عندى تبعه او ذنب تعذبنى عليه يوم القاك .و در اين
شب واقع شد شهادت مولاى ما امـيـرالمـؤ مـنـيـن عـليـه السـلام . شـيـخ
مـفـيـد فـرمـود:
(كـه در ايـن شـب
احـزان و غم هاى آل مـحـمـد عـليـه السـلام و شـيـعـيـان ايـشـان
تـجـديـد مـى گـردد و در ايـن شـب غـسـل كـنـد و صد ركعت نماز بجا آورد
و صلوات بسيار فرستد و سعى و كوشش نمايد در نفرين بر ظالمان آل محمد و
لعن بر قاتل اميرالمؤ منين عليه السلام
)
و در ايـن شـب حـمـاد بـن عـثـمـان بـه خـدمـت حـضـرت صـادق عـليـه
السـلام آمـد حـضـرت سـوال كـرد كـه غـسل كرده اى ؟ گفت : بلى پس حضرت
حصيرى طبيد و حماد را نزديك خود خواند و مشغول نماز شد و پى در پى و
متوالى نماز گزارد و حماد نيز به همراه حضرت نماز مى خواند تا نمازهاى
ايشان به پايان رسيد پس حضرت دعا فرمود و حماد آمين گفت تـا صـبـح
طـلوع كرد و آن جناب اذان و اقامه فرمود و بعضى از خدمتكاران خود را
طلبيد و جـلو ايـسـتـاد و نـمـاز صـبـح خـوانـد و بـعـد از نـمـاز
مـشـغـول بـه تـسـبـيـح و تـحـمـيـد و تـقـديـس و ثـنـاى بـر خـدا و
صـلوات بـر رسول خدا صلى الله عليه و آله و دعا برا مؤ منين و مؤ منان
و مسلمين و مسلمات شد پس سر بـه سجده نهاد و به مدت يك ساعت به جز نفس
چيزى از آن جناب شنيده نشد پس از آن اين دعـا را خـوانـد:
(لا
اله الا انـت مـقـلب القـلوب و الابـصـار
)
تـا آخـر دعـا كـه در كـتاب اقبال است .
روز بيست و يكم :
روز قـتـل حـضـرت امـيـرالمـؤ منين عليه السلام است و مناسب است
زيارت آن جناب با كلمات حـضـرت خـضـر عـليـه السـلام در ايـن روز كـه
بـه مـنزله زيارت آن حضرت است :
روى الشـيـخ
الكـليـنـى (قـدس سـره ) بـسـنـده عـن اسـيـد بـن صـفـوان صـاحـب رسـول
الله (صـلى الله عـليـه وآله ) قـال لمـا كـان اليـوم الذى قبض فيه
اميرالمؤ منين (عـليـه السلام ) ارتج الموضع بالبكاء و دهش الناس كيوم
قبض فيه النبى صلى الله عـليـه و آله و جـاء رجـل بـاكـيـا و هـو
مـسـتـرع مـسـتـرجـع و هـو يـقـول اليـوم انقطعت خلافه النبوه حتى وقف
على باب البيت الذى فيه اميرالمؤ منين عليه السـلام فـقـال : رحـمـك
الله يـا ابـالحـسن كنت اول القوم اسلاما و اخلصهم ايمانا...و سكت
القـوم حـتـى انـقـضـى كـلامـه و بـكـى و بـكـى اصـحـاب رسـول الله
صـلى الله عـليـه و آله ثـم طـلبوه و لم يصادفوه و من المصائب الكادحه
ان بعض من خالفنا اورد الزياره لا بى بكر و ان عليا زاره بها فروى
الخطابى و غيره مسندا عـن اسـيـد بـن صـفـوان ان ابابكر لما مات قام
على بن ابيطالب على باب البيت الذى هو مبسحا فيه فقال : كنت و الله
للدين يعسوبا اولا حين تفرق الناس ... و الله الحاكم بيننا و بينهم
بالحق
(52)
شب بيست و سوم :
از دو شـب قـدر سـابـق (شـب نـوزدهـم و بـيـسـت و يـكـم )
افـضـل اسـت و از احـاديـث بسيار استفاده مى شود كه شب قدر همين شب است
و اين شب جهنمى اسـت و در اين شب تمام امور بر وفق حكمت مقدر مى گردد و
از براى اين شب غير از اعمالى كه با دو شب سابق شريك است چند عمل ديگر
(نيز مستحب ) است .
1ـ خـوانـدن سـوره عـنـكـبـوت و روم كـه حـضـرت صـادق عليه السلام قسم
ياد فرمود كه خواننده اين دو سوره در اين شب از اهل بهشت است .
2ـ خواندن سوره حم دخان
3ـ خواندن سوره قدر هزار مرتبه .
4ـ آن كـه تـكـرار كند در اين شب بلكه در تمام اوقات اين دعا را كه
براى وجود مبارك امام عـصـر صـلوات الله عـليـه وارد شده :
اللهم
كن لوليك الحجه بن الحسن صلواتك عليه فـى هـذه السـاعـه و فـى كـل
سـاعـه مـن سـاعات الليل و النهار وليا و حافظا و قائدا و ناصرا و
دليلا و عينا حتى تسكنه ارضك و تمتعه فيها طويلا.
5ـ بخواند: اللهم امدد لى فى عمرى ...
6ـ بخواند: اللهم اجعل فيما تقضى و فيما تقدر...
7ـ بـخـوانـد دعـاى عـلى بـن الحـسـيـن عـليـه السـلام را كـه در اقبال
است : يا باطنا فى ظهوره ...
8ـ آن كـه غـيـر از غـسـل اول شـب ، غـسـلى نـيـز در آخـر شـب كـنـد و
بـدان كـه از بـراى غسل و احياء اين شب و زيارت امام حسين عليه السلام
و صد ركعت نماز فضيلت بسيار آمده و بـر آن تـاءكـيـد شـده اسـت و روايت
شده كه حضرت صادق عليه السلام سخت مريض شده بـود چـون شب بيست و سوم
ماه رمضان شد به خدمتكاران خود امر فرمود كه حركتش دادند و به مسجد
بردند و آن شب را تا صبح در مسجد بود. علامه مجلسى رحمه الله فرموده كه
: هـر مـقـدار قـرآن كـه مـمـكـن بـاشـد در ايـن شـب بـخـواند و دعاهاى
صحيفه كامله را بخواند بخصوص دعاى مكارم الاخلاق و دعاى توبه و روزهاى
اين شب ها را نيز بايد حرمت گذاشت و بـه عـبـادت و تلاوت قرآن و دعا به
پايان آورد زيرا كه در احاديث معتبر وارد شده است كه روز قدر در فضيلت
مثل شب قدر است .
شب بيست و هفتم :
در ايـن شـب بـالخـصـوص ، غسل وارد شده و منقول است كه حضرت
امام زين العابدين عليه السـلام در ايـن شـب ايـن دعـا را مـكـرر از
اول شـب تا پايان شب مى خواند:
اللهم ارزقنى
التـجـافـى عـن دار الغـرور و الانـابـه الى دار الخـلود و
الاسـتـعـداد للمـوت قبل حلول الفوت .
شب آخر ماه :
شب بسيار مبارك است و از براى اين شب چند عمل است :
1ـ غسل
2ـ زيارت حضرت امام حسين عليه السلام .
3ـ خواندن سوره انعام و كهف و يس و صد مرتبه : استغفر الله و اتواب
اليه .
4ـ وداع و خداحافظى با ماه رمضان به دعاهاى وداع كه سيد بن طاووس و
غيره روايت كرده انـد و بـهـترين آنها دعاى 45 صحيفه كامله سجاديه است
و سيد روايت كرده است از حضرت صادق عليه السلام كه هر شب آخر ماه رمضان
، وداع كند آن ماه شريف را و بگويد:
اللهم لا
تـجـعله آخر العهد من صيامى لشهر رمضان و اعوذ بك ان يطلع فجر هذه
الليله الا و قد غـفـرت لى .تا بيامرزد حق تعالى او را پيش از
آن كه صبح كند و روزى فرمايد او را توبه و انابه و سيد طاووس و شيخ
صدوق از جابر بن عبدالله انصارى روايت كرده اند كـه گـفـت : رفـتـم بـه
خدمت حضرت رسول صلى الله عليه و آله در جمعه آخر ماه رمضان وقـتـى كـه
نـگـاه آن حضرت به من افتاد فرمود كه : اى جابر اين آخر جمعه اى است از
ماه رمـضـان پـس واع كـن آن را و بـگو:
اللهم لا
تجعله آخر العهد من صيامنا اياه فان جعلته فـاجـعـلنـى مـرحـومـا و لا
تـجـعـلنـى مـحـروما.پس به يقين هر كه اين دعا را در اين روز
بـخـوانـد بـه يكى از دو خصلت نيكو ظفر مى يابد يا به رسيدن به رمضان
ماه آينده يا به آمرزش خداوند و رحمت بى انتهاى او.
روز سى ام :
سـيـد بـن طـاووس رحـمـه الله بـراى روز آخـر دعـايـى نـقـل
كـرده كـه ابتداى آن اين است : اللهم انك ارحم الراحمين . و چون در اين
روز غالب مردم قـرآن خـتـم مى كنند سزاوار است كه بعد از ختم بخوانند
دعاى 42 صحيفه كامله را و اگر خـواسـتـه بـاشـنـد ايـن دعـاى مـخـتـصـر
را كـه شـيـخ طوسى از اميرالمؤ منين عليه السلام نـقـل كـرده
بـخـوانـنـد:
اللهـم اشـرح بـالقـرآن صـدرى و
استعمل بالقرآن بدنى و نور بالقرآن بصرى و اطلق بالقرآن لسانى و اعنى
عليه ما ابقيتنى فانه لا حول و لا قوه الا بك .
باب چهارم : در اعمال و ادعيه ماه شوال
باب چهارم در ماه شوال است :
شب اول :
اين شب از جمله ليالى شريفه است و در فضيلت و ثواب و عبادت و
احياى آن احاديث بسيار وارد شـده اسـت كـه ايـن شـب كـمـتـر از شـب
قـدر نـيـسـت و از بـراى آن چـنـد عمل است :
1ـ غسل است در وقت غروب آفتاب
2ـ احياء آن شب به نماز و دعا و درخواست از حق تعالى
3ـ آن كـه بـخـوانـد بعد از نماز مغرب و عشاء و نماز صبح و بعد از عيد:
الله
اكبر الله اكبر لا اله الا الله و الله اكبر و لله الحمد على ما هدينا
و له الشكر على ما اولينا.
4ـ آن كـه چـون نـمـاز مـغـرب و نـافله آن را خواند دستهاى را به سوى
آسمان بلند كند و بـگـويـد:
يـا ذالمـن و الطـول
يـاذالجـود يـا مـصـطـفـى مـحـمـد و نـاصـره صـل عـلى مـحـمـد و آل
مـحمد و اغفر لى كل ذنب احصيته و هو عندك فى كتاب مبين .پس به
سـجـده رود و صـد مـرتـبـه در سجده بگويد: اتوب الى الله . پس هر حاجت
كه دارد از حق تعالى بخواهد كه انشاء الله تعالى برآورده خواهد شد.
5ـ زيارت امام حسين عليه السلام
6ـ آن كه ده مرتبه بگويد:
يا دائم الفضل على
البريه يا باسط اليدين بالعطيه يا صاحب المواهب السنيه صل على محمد و
آله خير الورى سجيه و اغفرلنا يا ذاالعلى فى هذه العشيه و در هر
شب عيد و هر شب جمعه اين دعا ده مرتبه خوانده شود چنان كه كفعمى ذكر
فرموده است .
7ـ بجا آوردن دو ركعت نماز است در ركعت اول بعد از حمد هزار مرتبه
توحيد و در ركعت دوم يـك مـرتبه (توحيد) بخواند و بعد از سلام سر به
سجده بگذارد و صد مرتبه بگويد: اتـوب الى الله پـس بـگـويـد:
يا
ذالمن و الطول يا مصطفى محمد صلى الله عليه و آله صـل عـلى محمد و آله
و افعل بى كذا و كذاو به جاى آن حاجات خود را طلب كند و روايت
است كه حضرت اميرالمؤ منين عليه السلام اين دو ركعت را به اين كيفيت به
جا مى آورد پس سـر از سـجـده بـر مى داشت و مى فرمود: بحق خداوندى كه
جانم به دست قدرت اوست هر فـرد كه اين نماز را انجام دهد هر حاجت كه از
خداوند طلب كند البته آن را عطا كند و اگر بـه عـدد ريگهاى بيابان گناه
داشته باشد خدا آن را بيامرزد. و در روايت ديگر به جاى هزار مرتبه
توحيد صد مرتبه وارد شده اما آن را بايد بعد از نماز مغرب و نافله آن
بجا آورد. و شـيـخ طـوسـى رحـمـت الله و سـيـد بـن طـاووس رحـمـت الله
بـعـد از ايـن نماز دعاى نـقـل كـرده انـد مـشـتـمـل بـر اسامى مباركه
حق تعالى و آن دعا در زادالمعاد (علامه مجلسى ) مسطور است .
روز اول (ماه شوال )
روز عيد فطر است و اعمال آن چند چيز است :
1ـ آن كـه بـخـوانـى بـعـد از نماز صبح و نماز عيد آن تكبيراتى را كه
در شب آن بعد از نماز فريضه مى خواندى .
2ـ آنـكـه بـخـوانى بعد از نماز صبح دعايى را كه سيد روايت كرده :
اللهم
انى توجهت اليـك بـمـحـمـد امـامى ....و شيخ طوسى اين دعا را
بعد از نماز عيد ذكر كرد. 3ـ بيرون كردن زكوة فطره به تفصيلى كه در كتب
فقهيه است .
4ـ غـسـل اسـت و در روايـت اسـت كـه در زيـر سـقـفـى بـاشـد و چـون
خـواسـتـى غـسـل كـنـى بگو:
اللهم ايمانا بك و
تصديقا بكتابك و اتباع سنه نبيك محمد صلى الله عـليـه و آله .پـس
(بـسـم الله ) بـگـو و غـسـل كـن و چـون غسل به پايان رسيد بگو:
اللهم
اجعله كفاره لذنوبى و طهر دينى اللهم اذهب عنى ادنس .
5ـ پوشيدن لباس نيكو و به كار بردن بوى خوش و رفتن به صحرا براى اقامه
نماز در زير آسمان .
6ـ پـيـش از نـماز عيد در اول روز افطار كنى و بهتر آن است كه به خرما
يا به شيرينى بـاشـد و شـيـخ مـفـيـد رحـمـت الله فـرمـوده مـسـتـحـب
اسـت تناول كردن مقدار كمى از تربت سيدالشهداء عليه السلام كه شفا از
براى هر دردى است .
7ـ آن كه چون مهيا شد براى رفتن به نماز عيد بخواند: (اللهم اليك وجهت
وجهى .) و چون متوجه به نماز عيد شد بخواند: اللهم من تهيا فى هذا
اليوم ...
8ـ خـوانـدن نـمـاز عـيـد اسـت و آن دو ركـعـت اسـت در ركـعـت اول
حـمـد و سـوره اعـلى بـخواند و بعد از قرائت پنج تكبير بگويد و بعد از
هر تكبيرى قـنـوت مـعـروف (اللهم اهل الكبريآء و العظمه ) را بخواند پس
تكبير ششم بگويد و به ركـوع رود و بعد از ركوع و سجود برخيزد و براى
ركعت دوم و در آن بعد از حمد سوره و الشـمـس بـخـوانـد و در اين ركعت
آن قنوت را چهار مرتبه بخواند پس نماز را تمام كند و بـعـد از سـلام
تسبيح حضرت زهرا عليه السلام بفرستد و بعد از نماز عيد دعاهاى بسيار
وارد شده است و شايد بهترين آنها دعاى 46 صحيفه كامله باشد. و مستحب
است كه نماز عيد در زيـر آسـمـان و بـر روى زمـيـن دعـا كـنـد از بـراى
بـرادران ديـنـى خـود بـه قـبـولى اعمال .
9ـ زيارت كند حضرت امام حسين عليه السلام را.
10ـ بخواند دعاى ندبه را.
روز پانزدهم (ماه شوال )
(در ايـن روز) در سـال 3 هجرى قمرى غزوه احد واقع شد و اين بعد
از غزوه بدر بود (كه هـر دو) در يـك سـال اتـفـاق افـتـاد و ابوسفيان و
بعضى از مشركين زنان خود را نيز همراه آورده بـودنـد و در اول كار و
ابتداى جنگ غلبه و پيروزى براى مسلمانان واقع شد و كفار فرار كردند (و
آنها) براى كشتن اميرالمؤ منين عليه السلام طلحه بن ابى طلحه را كه كبش
الكـتـيه و علمدار لشكر كفار بود (را ماءمور كرده بودند. پس از پيروزى
اوليه مسلمين در جـنگ احد متاءسفانه عده اى از آنها كه ماءمور محافظت
از تنگه بودند) به جمع آورى غنائم مشغول شدند. پس خالد بن وليد با
گروهى كه در كمين بودند بيرون آمدند و دور پيامبر را بـا شـمـشـيـر و
نـيـزه مـحـاصـره نمودند و پيشانى آن جناب را شكستند و از اصحاب آن
حـضـرت هـفـتاد نفر كشته گرديد و ابن قميه فرياد زد كه محمد صلى الله
عليه و آله را كشتم (در اين هنگام ) اصحاب رسول خدا فرار كردند و كسى
باقى نماند جز اميرالمؤ منين عـليـه السـلام و رسول خدا صلى الله عليه
و آله كه مدهوش گرديده بود و اميرالمؤ منين عـليـه السلام كفار را از
آن حضرت دور مى كرد و به بدن اميرالمؤ منين عليه السلام نود جـراحت
رسيده بود و در آن روز از مواسات
(53) آن جناب ملائكه تعجب نمودند و در ميان آسـمان و
زمين ندا بلند شد كه :
(لا سيف الا
ذوالفقار و لا فتى الا على
) پس بعضى از
اصـحـاب مـانـنـد عـاصـم بـن ثـابـت و ابـو دجـانـه و سـهـل بـن
حـنـيـف بـه آن جـنـاب مـلحق شدند. و در آن روز اسدالله ، حضرت حمزه ،
به دست وحـشـى ، شـهـيـد گـرديد و هند مادر معاويه از روى كينه و
عداوتى كه با حمزه داشت جگر حـمـزه را طلب كرد و در دهان گذاشت و در
دهانش به قدرت خدا سخت و محكم شد و لذا آن را از دهان بيرون انداخت و
از اين جهت او را،
(آكله الاكباد،
)
لقب داده اند.
روز هفدهم (شوال )
در ايـن روز در سـال 5 هـجرى قمرى ، غزوه (خندق ) پيش آمد و آن
را غزوه (احزاب ) نيز مى گـويـنـد زيـرا كه قريش از همه قبايل استمداد
كردند و جهودان
(54) بنى النضير كه پـيـامـبـر آنها را امر كرده بود كه
از مدينه بيرون روند، به كفار مكه پيوستند و با آنها آمـاده جنگ با
پيامبر شدند چون خبر به پيامبر صلى الله عليه و آله رسيد در مورد ايشان
بـا (اصـحـاب خـود) مـشورت فرمود. سلمان عرض كرد كه اطراف مدينه را
خندق حفر كنند. مـشـركين كه وارد شدند در آن طرف خندق ساكن شدند و
مسلمانان از آنها ترس بسيار پيدا كـردنـد و بـيـشـتـر روز جنگى واقع
نشد بجز اينكه تبر و سنگ به يكديگر پرتاب مى كـردنـد عـاقـبـت يـك روز
جـمـاعـتـى از قـريـش مـانـنـد عـمـر بـن عـبـدود و نـوفـل بـن
عـبـدالله و هـبـيـره بـن ابـن وهـب و عـكـره بـن ابـى جـهـل و ضـرار
بن الخطاب آماده جنگ شدند و اسبهاى خود را سوار شده و از قسمتى كه تنگ
تـر بـود پـرش كـردنـد و عـمـر بـن عـبـدود مـبـارز طـلب كـرد و چـون
عـمـرو را فـارس يليل
(55)
مى ناميدند و او را با هزار سوار (جنگى ) برابر مى دانستند و اصحاب وصف
شجاعت او را شـنـيـده بـودند كسى جرئت (رفتن ) به ميدان نكرد و همه
سرها را به زير افكندند و ابن الخطاب به جهت عذر اصحاب (در مواجهه با
عمرو) سخنانى چند در شجاعت عمرو بيان كرد كـه روحـيـه يـاران
پـيـامـبـر شـكـسـتـه تـر شـد و مـنـافـقـيـن خـوشحال گرديدند. رسول
خدا صلى الله عليه و آله چون شنيد كه عمرو مبارز مى طلبد فـرمـود: هيچ
دوستى باشد كه شر اين دشمن را كم كند؟ على مرتضى صلوات الله عليه عـرض
كـرد مـن آمـاده مبارزه با او هستم ! حضرت جوابى ندادند. بار ديگر عمرو
فرياد زد كه كيست كه به نبرد با من آيد؟ و اسب خود را از چپ و راست به
جولان در آورد و گفت :
| و لقـد بـجـحـت مـن النـداء بـجـمـعـكـم هـل
مـن مبارز |
|
| |
و
وقفت اذ حين الشجاع مواقف القرن المناجر |
| انـى كـذلك لم ازل مـتـسـرعـا نـحـو الهـزاهز
|
|
| |
ان
الشجاعه فى الفتى و الجود من خير الغرائز(56) |
رسـول خـدا صـلى الله عـليـه و آله فـرمـود: كـيـسـت براى نبرد با اين
سگ
(57) كسى جـوابـش را نـداد امـيـرالمـؤ مـنـيـن عـليـه
السـلام بـرخـواسـت و گـفـت يـا رسول الله : من براى مبارزه با او مى
روم !.
حـضـرت فـرمـود: يـا عـلى ايـن عـمـرو بـن عـبـدود فـارس يـليـل اسـت
امـيرالمؤ منين عليه السلام عرض كرد من هم على بن ابى طالب هستم . خدا
رحمت كند ملك الشعراء (بهار) را كه در اين مقام چه نيكو سروده است :
| پيغمبر سرودش كه عمرو است اين |
|
| |
كه
دست يلى آخته از آستين
|
| على گفت اى شاه اينك منم |
|
| |
كه يك
بيشه شير است در جوشنم
|
پس اميرالمؤ منين عليه السلام اجازه جنگيدن گرفت و هروله كنان آهنگ
ميدان (نبرد) كرد و در جواب اشعار عمرو فرمود:
| لا تـعـجـلن فـقـد اتـاك مـجـيـب صـوتـك غـيـر
عـاجـر |
|
| |
ذو
نيه و بصيره و الصدق منجى كل فائز |
| انـى لارجـو ان اقـيـم عـليـك نـائحـه
الجـنـائز |
|
| |
من
ضربه نجلاء يبقى صوتها بعد الهزائز. |