واژههاي اخلاقي از اصول كافي

علي مشكيني

- ۳ -


اجتماع براى دعا و عموميت دادن به آن
 
(26) حضرت صادق (ع ) فرمود: هيچ گاه چهار نفر با هم اجتماع نكرده اند كه براى مطلبى به درگاه خدا دعا كنند، جز اين كه به اجابت آن دعا از هم جدا شده اند.(229)
(27) امام صادق (ع ) فرمود: دعا كننده و آمين گو، در مزد و اجر شريكند.(230)
(28) رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم فرمود: هرگاه يكى از شماها دعا كند، پس آن را عموميت دهد، (و همه را دعا كند) زيرا كه آن به اجابت نزديك تر است .(231)
(29) به امام صادق (ع ) عرض شد: دعاى مردى مستجاب مى شود و سپس ‍ به تاءخير مى افتد؟ فرمود: آرى تا بيست سال (ممكن است تاءخير افتد).(232)
(30) حضرت صادق (ع ) فرمود: ميان گفته خدا (كه به موسى و هارون در مقابل دعا براى نابودى فرعون و پيروانش فرمود:) ((هر آينه دعاى شما به اجابت رسيد (يونس ((10)) آيه 89) تا نابودى فرعون چهل سال طول كشيد.(233)
 

 
دل آدمى و حالات آن
 
(1) امام صادق (ع ) فرمود: به درستى كه ساعتى از شب و روز بر دل بگذرد، كه نه در آن كفر است و نه ايمان و مانند پارچه اى كهنه است ، سپس ‍ فرمود: آيا تو در نفس خودت چنين چيزى را درك نكرده اى ؟ فرمود: سپس ‍ به دست خداست كه هر طور بخواهد نقطه اى از كفر يا ايمان بر دل زند.(234)
(2) امام موسى كاظم (ع ) فرمود: خداوند دلهاى مؤ منان را پيچيده و بسته به ايمان آفريده (يعنى مانند نامه لوله كرده و خانه بسته كه جز نويسنده نامه و صاحبخانه كسى نداند كه چه در آن است ) و هنگامى كه بخواهد آنچه در آن است بدرخشد، به باران حكمت آبيارى اش كند، و بذر علم در آن بكارد، و زارع و سرپرست آن پروردگار جهانيان است .(235)
(3) حضرت صادق (ع ) فرمود: گاهى مردى را مى بينى كه در سخنورى در يك لام يا و او خطا نكند و خطيبى زبردست است ، ولى دلش از شب تاريك و ظلمانى تاريكتر و سياهتر است و گاهى مردى را مى يابى كه نمى تواند آنچه را كه در دل دارد به زبان آورد، اما دلش مانند چراغ نورافشانى كند.(236)
(4) حضرت باقر(ع ) فرمود: دلها سه گونه اند: دل وارونه ، كه هيچ خيرى را در خود جا ندهد و آن دل كافر است ، و دلى كه در آن نقطه سياهى است ، و خوبى و بدى در آن با هم در كشمكش باشند، پس هر كدام از آنها هم سنخ دل باشد بر ديگرى چيره گردد، و دلى باز و گشاده كه در آن چراغهايى است تابناك و نورش تا روز رستاخيز خاموش نگردد و آن دل مؤ من است .(237)
(5) حضرت باقر(ع ) فرمود: همانا اين دلها گاهى سخت شود، و گاهى نرم و هموار گردد.(238)
(6) حضرت صادق (ع ) فرمود: هيچ قلبى نيست جز آنكه دو گوش دارد بر سر يكى از آن دو فرشته اى است راهنما و بر سر ديگرى شيطانى است فتنه انگيز، اين فرمانش دهد و آن بازش دارد، شيطان به گناهان فرمانش ‍ دهد، و فرشته از آنها بازش دارد.(239)
(7) حضرت باقر(ع ) فرمود: چيزى تباه كننده تر از گناه براى قلب نيست ، قلب مرتكب گناهى مى شود و بر آن اصرار مى ورزد تا اينكه بر آن سيطره مى يابد.(240)
 

 
دنيا
 
(1) رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم فرمود: دنيا خانه كسى است كه خانه ندارد و آنكه عقل ندارد، براى دنيا جمع مى كند.(241)
(2) امام باقر(ع ) فرمود: هر روز فرشته اى ندا در مى دهد كه : (اى ) آدميزاد! به دنيا آى براى مردن و گردآورى كن براى نابودى و بساز براى خرابى .(242)
(3) رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم مى فرمود: مرا با دنيا چه كار؟ حكايت من و دنيا حكايت سوارى است كه در روز گرمى درختى برايش به پا شده و او در زير آن درخت خواب كوتاهى مى كند و سپس كوچ مى نمايد و درخت را وا مى گذارد.(243)
(4) امام صادق (ع ) فرمود: در كتاب على - صلوات الله عليه - آمده است كه : حكايت دنيا، حكايت مار است ، كه دست ماليدن به آن بسيار نرم و خوشايند است ، در حالى كه زهر كشنده اى در درون دارد، مرد عاقل از آن بپرهيزد، و كودك نادان بدان متمايل گردد.(244)
(5) امام صادق (ع ) فرمود: دنيا مانند آب درياست كه هر چه شخص تشنه از آن بيشتر بياشامد، تشنگى اش بيشتر شود، تا آنكه او را بكشد.(245)
(6) امام رضا(ع ) فرمود: عيسى بن مريم - صلوات الله عليه - به حواريين گفت :اى بنى اسرائيل !بر آنچه ، از دنيا، از دست شما رفت ، افسوس ‍ مخوريد، چنانچه اهل دنيا چون به دنياى خود رسند بر دين از دست داده افسوس نخورند.(246)
 

 
دورويى و نفاق
 
(1) امام صادق (ع ) فرمود: هر كه با مسلمان به دو چهره ، و دو زبان برخورد كند، روز قيامت در حالى بيايد كه براى او دو زبان آتشين باشد.(247)
شرح :
مقصود كسانى هستند كه براى جلب نفع دنيوى ، نزد هر كس مطابق تمايلات او سخن گويند و به اصطلاح معروف نان به نرخ روز خورند، كه اين كار باعث حق كشى هاى فراوان مى گردد و عين نفاق است .
2) حضرت باقر(ع ) فرمود: چه بد بنده اى است آن بنده دو رو و دو زبان ، كه در حضور برادرش او را ستايش كند و در پشت سر او را بخورد (و از او بدگويى كند) اگر دارا شود (و ثروتى به چنگ آورد) بر او رشك برد، و اگر گرفتار شود، دست از يارى او بردارد.(248)
شرح :
مقصود از اينكه حضرت فرمود: ((در پشت سر او را بخوريد)) يعنى غيبت او را كند، چنانچه خداى تعالى فرمايد: ((و غيبت نكند برخى از شما برخى ديگر را؛ آيا يكى از شما دوست دارد كه گوشت برادر مرده خويش را بخورد؟ همانا آن را ناخوش داريد. (حجرات ((49)) آيه 12).
(3) خداى تبارك و تعالى به عيسى بن مريم فرمود:اى عيسى ! بايد كه زبانت در پنهانى و آشكار يكى باشد، و همچنين قلب تو. همانا من تو را از نفس خودت مى ترسانم و همين بس كه من (بر حال تو) آگاهم . دو زبان در يك دهان نشايد، و دو شمشير در يك غلاف نگنجد، و دو دل در يك سينه نباشد، نهاد انسان نيز اين چنين است (كه دو عقيده مخالف ، در يك ذهن نتواند جايگير شود).(249)
 

 
دورى از گناه
 
(1) امام صادق (ع ) فرمود: بر شما باد به ورع ، زيرا بدانچه نزد خدا هست جز با ورع نتوان رسيد.(250)
(2) امام صادق (ع ) فرمود: كوشش بدون ورع سود نبخشد.(251)
3) امام باقر(ع ) فرمود: سخت ترين عبادت ورع است .(252)
(4) از حضرت صادق (ع ) سؤ ال شد: مرد با ورع كيست ؟ فرمود: آنكه از حرامهاى خدا دورى گزيند.(253)
(5) امام صادق (ع ) فرمود: در ضمن آنچه خداى عزوجل با موسى عليه السلام مناجات فرمود، اين بود كه فرمود:اى موسى ! تقرب جويندگان به چيزى مانند پرهيز از محرماتم ، به من تقرب نجسته اند؛ همانا من اقامت در بهشتهاى جاودان را به آنها مباح سازم و كس ديگرى را در اين كار با آنها شريك نگردانم .(254)
 

 
دوستى دنيا و حرص بر آن
 
(1) حضرت صادق (ع ) فرمود: ريشه و سر هر خطاكارى دوستى دنياست .(255)
توضيح : بايد دانست كه دنيا و دوستى آن به خودى خود مذموم نيست ، آنچه مذموم است دنيايى است كه انسان را از كسب كمالات و تحصيل آخرت باز دارد و او را به مهالك اندازد و گرنه وسيله بسيارى از سعادتها همين دنيا و دوستى آن است ، دنياست كه محل نزول فرشتگان رحمت و خانه پيمبران و جاى تجارت اولياى خدا بوده (چنانچه اميرالمؤ منين عليه السلام به آن اشاره فرموده ) و روى همين اصل پيمبران و ائمه اطهار از خداى تعالى طول عمر و ماندن در دنيا را طالب بودند، چنانچه در كلام سيدالساجدين (ع ) است كه از خدا طول عمر مى خواهد تا در راه طاعتش ‍ صرف نمايد و البته چنين دنيايى عين آخرت است ، چنانچه در روايت صحيح از ابن ابى يعفور حديث نقل است كه گويد: به حضرت صادق عليه السلام عرض كردم كه ما دنيا را دوست داريم ، فرمود: دنيا را براى چه مى خواهى ؟ عرض كردم : مى خواهم به وسيله آن تزويج كنم و حج به جاى آورم و بر نان خورهاى خود انفاق كنم ، و به برادران دينى خود برسانم و صدقه بدهم ، فرمود: اين از دنيا نيست (بلكه ) اين آخرت است ، پس به طور كلى آنچه از اخبار و آيات استفاده مى شود آن است كه اگر دوستى دنيا باعث فراموشى آخرت و تن پرورى و واگذاردن دستورات الهى و حرص بر لذت و شهوت گناهان و امثال اينها باشد، مذموم است ، ولى اگر آدمى دنيا را براى درك سعادت و كسب كمالات و آخرت بخواهد، مذموم نيست ، بلكه ممدوح است .
(2) حضرت صادق (ع ) فرمود: شيطان پسر آدم را به هر گناه و لغزشى وا مى دارد، پس چون ناتوان و عاجز شود در كنار مال كمين مى كند، و چون آدمى بدان جا رسد، گريبانش را مى گيرد.(256)
(3) رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم درهم و دينار (و دوستى آنها) كسانى را كه پيش از شما بودند، هلاك كردند و هلاك كننده شما نيز همين دو چيز است .(257)
(4) امام صادق (ع ) فرمود: خداوند درى از دنيا بر بنده نگشايد، جز اينكه همانند آن درى از حرص بر او بگشايد.(258)
(5) امام صادق (ع ) فرمود: دورترين حالى كه بنده از خدا دارد، اين است كه اندوهى جز شكم و غريزه جنسى نداشته باشد.(259)
(6) و نيز آن حضرت (ع ) فرمود: هر كه بيشتر به دنيا آلوده است ، هنگام جدايى از آن حسرت و افسوسش سخت تر است .(260)
(7) حضرت صادق (ع ) مى فرمايد: هر كه به دنيا دل بندد، به سه خصلت دل بسته است ، اندوهى كه پايان ندارد، و آرزويى كه به چنگ نيايد و اميدى كه به دان نرسد.(261)
 

 
دوستى و دشمنى براى خدا
 
(1) امام صادق (ع ) فرمود: هر كه براى خدا دوستى و دشمنى كند و (از دارايى خود) بخشش نمايد، از كسانى است كه ايمانش كامل است .(262)
(2) از امام صادق (ع ) سؤ ال شد: آيا حب و بغض از ايمان است ؟ فرمود: مگر ايمان چيزى جز حب و بغض است .(263)
(3) امام باقر(ع ) فرمود: هر گاه خواهى بدانى در تو خيرى هست ، به قلب خود نظر كن ، اگر اهل طاعت خدا را دوست و اهل معصيت خدا را دشمن دارد، در تو خير است ، و خدا هم تو را دوست دارد، و اگر اهل طاعت خدا را دشمن و اهل معصيت خدا را دوست دارد، در تو خير نيست و خدا دشمنت دارد و آدمى با كسى (همراه ) است كه او را دوست مى دارد.(264)
(4) امام صادق (ع ) فرمود: هر كه براى دين دوستى و دشمنى نمى كند، دين ندارد.(265)
 

 
ديدار برادران
 
(1) امام صادق (ع ) فرمود: هر كه براى خدا از برادرش ديدن كند، خداوند فرمايد: مرا ديدن كردى و ثوابت بر من است و به ثوابى جز بهشت برايت خرسند نيستم .(266)
(2) حضرت صادق (ع ) فرمود: به خاطر خدا به ديدار مؤ من رفتن ، از آزاد ساختن ده بنده مؤ من بهتر است .(267)
(3) اميرالمؤ منين (ع ) فرمود: ديدار برادران غنيمت بزرگى است ، اگر چه اندك باشند (يعنى اگر چه اين گونه برادران كميابند).(268)
 

 
دين ، عطيه خاص الهى
 
(1)امام باقر(ع ) فرمود: همانا خدا دنيا را به كسى كه او را دوست مى دارد و آنكه او را دشمن مى دارد عطا كند، ولى دينش را جز به آنكه دوستش دارد عطا نكند.(269)
(2) امام باقر(ع ) فرمود: سلامتى دين و صحت تن ، از مال و ثروت بهتر است .(270)
 

حرف : ذ
 
ذكر خدا
 
(1) امام صادق (ع ) مى فرمود: شيعيان ما آنهايى هستند كه هر گاه تنها باشند، بسيار ياد خدا كنند.(271)
(2) رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم فرمود: هر كه خدا را بسيار ياد كند، خدا او را دوست دارد و هر كه خدا را بسيار ياد كند، براى او دو برات (منشور آزادى ) نوشته شود: يكى برات نجات از دوزخ و ديگرى برات رهايى از نفاق .(272)
(3) امام صادق (ع ) فرمود: هر كه خدا را بسيار ياد كند، خداوند او را در بهشتش ، در كنف رحمت خود جا دهد.(273)
(4) نيز فرمود: خداوند فرمايد: هر كه به سبب ياد من از درخواست چيزى از من غافل شود (به طورى كه درخواست خود را فراموش كند) به او چيزى عطا كنم برتر از آنچه كه به درخواست كننده از من عطا مى كنم .(274)
(5) نيز مى فرمود: خداوند فرموده : هر كه مرا در نهانى ياد كند من او را آشكارا ياد كنم .(275)
 

حرف : ر
 
راستگويى و اداى امانت
 
(1) امام صادق (ع ) فرمود: هر كه زبانش راست باشد، كردارش پاك است .(276)
(2) امام باقر(ع ) فرمود: پيش از ياد گرفتن حديث ، راستگويى بياموزيد.(277)
(3) امام صادق (ع ) فرمود: نخستين كسى كه شخص راستگو را تصديق مى كند، خداوند است كه به راستگويى او واقف است و خودش هم خود را تصديق مى كند و مى داند راستگوست .(278)
(4) امام باقر(ع ) فرمود: همانا مرد (پيوسته ) راست مى گويد، تا آنكه خداوند او را صديق (بسيار راستگو) محسوب مى دارد.(279)
(5) امام صادق (ع ) فرمود: خداوند هيچ پيغمبرى را مبعوث نفرمود، جز با راستگويى و اداى امانت نسبت به نيكوكار و بدكردار.(280)
شرح :
مراد اين است كه هر پيغمبرى راستگو و امانت دار بوده و يا آنكه - علاوه بر آن - اگر صاحب شريعت بوده اين دو صفت در برنامه شريعت او نيز بوده است .
(6) امام صادق (ع ) فرمود: همانا على نزد رسول خدا - صلى الله عليه و آله و سلم - به سبب راستگويى و اداى امانت به آن مقام رسيد.(281)
(7) امام صادق (ع ) فرمود: به روزه و نماز مردم فريفته مشويد، زيرا انسان به نماز و روزه شيفته مى شود، تا آنجا كه اگر ترك كند، به هراس مى افتد، ولى آنها را به هنگام راستگويى و اداى امانت بيازماييد.(282)
شرح :
گاهى ترس از نارضايتى و اعتراض مردم يا انگيزه هاى دنيوى ديگر، موجب مى شود كه انسان بر نماز و روزه مداومت كند و آنها را ترك ننمايد، پس نماز و روزه معيار كامل و هميشگى صلاح و ترس از خدا نيست .
 

 
رضا به قضا
 
(1) امام صادق (ع ) فرمود: داناترين مردم به خدا، راضى ترين آنهاست به قضاى الهى .(283)
(2) على بن الحسين (ع ) مى فرمود: صبر و راضى بودن از خدا، پايه و اساس ‍ اطاعت خداست .(284)
(3) حضرت صادق (ع ) فرمود: خداوند فرمايد: بنده مؤ منم را به هر حالتى كه بگردانم ، برايش خير است ، پس بايد به قضاى من راضى باشد و بر بلاى من صبر كند و نعمتهايم را سپاس گزارد تا (نام ) او را - اى محمد - در زمره صديقان درگاهم ثبت كنم .(285)
(4) امام سجاد(ع ) فرمود: بالاترين درجه يقين پست ترين درجه رضاست .(286)
(5) امام صادق (ع ) فرمود: رسول خدا - صلى الله عليه و آله و سلم - هيچ گاه درباره چيزى كه رخ داده و سپرى شده بود، نمى فرمود: كاش غير اين مى بود.(287)
 

 
روا كردن حاجت مؤ من
 
(1) امام صادق (ع ) فرمود: روا ساختن حاجت مؤ من از آزاد كردن هزار بنده ، در راه خدا بهتر است و در روايتى آمده است كه بهتر از بيست حج است .(288)
(2) امام صادق (ع ) فرمود: هر مسلمانى كه حاجت مسلمانى را روا كند، خداى تبارك و تعالى به او خطاب كند كه : ثواب تو به عهده من است و به چيزى جز بهشت برايت راضى نباشم .(289)
166
3) امام صادق عليه السلام فرمود: در نيكى رساندن به برادران خود، با يكديگر مسابقه گذاريد و اهل نيكى باشيد، زيرا بهشت داراى درى است به نام معروف (نيكى و احسان ) و جز كسى كه در زندگى دنيا نيكى كرده ، داخل آن نشود.(290)
4) امام موسى كاظم عليه السلام مى فرمود: همانا از براى خدا در زمين ، بندگانى است كه براى حاجات مردم كوشش مى كنند، اينان روز قيامت در امانند و هر كه به مؤ منى شادى رساند، خدا روز قيامت دلش را شاد سازد.(291)
5) امام صادق عليه السلام فرمود: بارى اعتماد داشتن مرد به برادرش همين بس كه حاجتش را به سوى او برد.(292)
6) امام صادق عليه السلام فرمود: خداوند فرمايد: مردم عيال منند (زيرا ضامن روزى ايشانم ) و محبوب ترينشان نزد من كسى است كه نسبت به آنها مهربان تر و در راه حوايجشان كوشاتر باشد.(293)
7) امام صادق عليه السلام فرمود: كسى از كمك به برادر مسلمان خود و كوشش رد آن دست بر ندارد و ترك همدردى و هكارى نكند، جز اينكه گرفتار كمك كردن به كسى گردد كه گناهكار است و براى اين يارى كردن نيز اجرى نبرد.(294)
 

 
روزى بسنده
 
1) رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم فرمود: خوشا به حال آن كه مسلمان بوده و زندگى اش به قدر كفاف باشد.(295)
2) رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم فرمود: بار خدايا! به محمد و آل محمد و دوستداران آنها، پاكدامنى ، و به مقدار كفاف ، روزى عطا كن .(296)
3) رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم فرمود: آنچه كم باشد و كفايت كند، بهتر است از آنچه فراوان باشد و دل را مشغول سازد.(297)
 

 
رياست طلبى
 
1) امام موسى كاظم عليه السلام فرمود: بودن دو گرگ درنده در ميان گله گوسفندى كه شبانان آن هر يك به سويى رفته اند، زيان بخش تر از رياست نسبت به دين مسلمان نيست . (رياست طلبى از دو گرگ درنده به دين مسلمان بيشتر زيان رساند).(298)
2) امام صادق عليه السلام فرمود: هر كه رياست طلبد هلاك شود.(299)
3) حضرت صادق عليه السلام مى فرمود: بپرهيز از اين رؤ سايى كه رياست را به خود مى بندند، زيرا به خدا سوگند كه كفشها در پس مردى صدا نكند، جز آنكه هلاك شود و هلاك كند.(300)
4) امام صادق عليه السلام فرمود: كسى كه رياست را به خود بندد، ملعون است ؛ كسى كه به آن همت گمارد، ملعون است ؛ كسى كه به فكر آن باشد، ملعون است .(301)
 

 
رياكارى
 
1) امام صادق عليه السلام فرمود: واى بر تو عباد! از ريا بپرهيز، كه هر كس براى غير خدا كار كند، خدا او را به كسى كه برايش كار كرده واگذارد.(302)
2) امام صادق عليه السلام فرمود: هر گونه ريايى شرك است ، هر كه براى مردم كار كند، پاداشش به عهده مردم است و هر كه براى خدا كار كند، ثوابش بر خداست .(303)
3) اميرالمؤ منين عليه السلام فرمود: رياكار سه نشانه دارد: چون مردم را بيند (در عبادت ) به نشاءت آيد، و هر گاه تنها باشد كسل شود، و دوست دارد كه در هر كارى او را بستايند.(304)
4) حضرت صادق عليه السلام مى فرمود: خدا فرمايد: من بهترين شريكم (پس اى بنده ! ديگرى را در عبادت شريك من مساز)؛ زيرا هر كس در عملى كه انجام مى دهد، ديگرى را شريك من سازد، از او جز عملى كه خالص ‍ براى من باشد، نپذيرم . (305)
5) امام صادق عليه السلام فرمود: هر كس عملى را كه خدا دوست مى دارد به مردم نشان دهد و عملى را به خدا نشان دهد كه او ناپسند مى دارد، خداوند را در حالى ملاقات كند كه او را دشمن دارد.(306)
 

حرف : ز
 
زبان و آفات آن
 
1) امام صادق عليه السلام فرمود: به راستى مبغوض ترين خلق خدا بنده اى است كه مردم از زبانش هراسان باشند.(307)
2) اميرالمؤ منين عليه السلام فرمود: از مجادله و ستيزه بپرهيزيد كه دلهاى دوستان و برادران را بيمار كند و نفاق به بار آرد. (زيرا سلامتى دل به صفا و صميميت است و بيمارى اش به كينه و اندوه و پريشانى خاطر، كه بر اثر مجادله و ستيزه پديد آيد و بين دوستان جدايى افتد).(308)
3) امام صادق عليه السلام فرمود: نه با شخص بردبار مجادله كن و نه با شخص بى خرد؛ زيرا بردبار دشمنت دارد و بى خرد آزارت رساند.(309)
4) رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم فرمود: جبرئيل نزد من نمى آمد، جز آنكه مى گفت :اى محمد! از بغض و دشمنى مردم بپرهيز.(310)
5) رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم فرمود: از كشمكش و ستيزه با مردم بپرهيز.(311)
6) امام صادق عليه السلام فرمود: از دشمنى ورزيدن بپرهيزيد كه پديد آورنده گناه و آزار و غرامت و آشكار كننده زشتى و عيب است .(312)
7) امام صادق عليه السلام فرمود: از دشمنى با يكديگر بپرهيزيد، زيرا دشمنى دل را به سختى مشغول كند، و موجب نفاق شود و كينه ها پديد آورد.(313)
8) رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم فرمود: آن اندازه كه جبرئيل درباره دورى گزيدن از دشمنى با مردم به من سفارش كرد، درباره چيزى ديگرى سفارش نكرد.(314)
9) امام صادق عليه السلام فرمود: هر كه دشمنى بكارد، كاشته خود را درو كند.(315)
 

 
زهد
 
1) حضرت صادق عليه السلام فرمود: همه خيرات و نيكيها در خانه اى نهاده شد و كليدش را زهد و بى رغبتى به دنيا قرار داده اند.(316)
2) رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم فرمود: مرد شيرينى ايمان را در قلبش احساس نكند، تا آنكه باكش نباشد كه چه كسى دنيا را مى خورد.(317)
3) امام صادق عليه السلام فرمود: شناختن شيرينى ايمان بر دلهاى شما حرام است ، تا آن گاه كه به دنيا بى رغبت شود.(318)
4) على عليه السلام فرمود: از خلقياتى كه انسان را در امر دين يارى مى كند، زهد ورزيدن نسبت به دنياست . (319)
5) اميرالمؤ منين عليه السلام فرمود: علامت مشتاق به ثواب آخرت بى رغبتى نسبت به خوشى و عيش دنياى نقد است ؛ همانا بى رغبتى زاهد نسبت به دنيا از آنچه خداوند در دنيا بهره او ساخته ، كاهش ندهد، اگر چه زهد ورزد، و حرص شخص حريص بر خوشى و عيش دنياى نقد، برايش ‍ فزونى نياورد اگر چه حرص ورزد پس فريب خورده و زيانكار كسى است كه از بهره آخرت خود محروم ماند.(320)
 

حرف : س
 
ستايش پروردگار
 
1) محمد بن مروان گويد: به حضرت صادق عليه السلام عرض ‍ كردم ، چه عملى به درگاه خداى متعال محبوب ترين همه اعمال است ، فرمود: اين كه او را ستايش كنى .(321)
2) حضرت صادق عليه السلام فرمود: هر كه صبح از خواب برخيزد و چهار بار بگويد: ((الحمدالله رب العالمين ))، هر آينه شكر آن روزش را ادا كرده و هر كه چون شب فرا رسيد چنين كند، شكر شبش را ادا كرده است .(322)
 

 
ستايش خداوند، پيش از دعا
 
1) حضرت صادق عليه السلام فرمود: هر گاه خواهى دعا كنى پس ‍ خدا را تمجيد كن و او را حمد و سپاس و تسبيح و تهليل (لا اله الا الله ) و ثنا بگوى و بر محمد صلى الله عليه و آله و سلم و آل او صلوات فرست ، سپس ‍ درخواست كن تا به تو داده شود.(323)
شرح :
علامه مجلسى (ره ) گويد: گاهى گفته شود كه تمجيد گفتن ((الله اكبر)) است : و تمحيد ((الحمد لله )) است و تسبيح ((سبحان الله )) است : و تهليل ((لا اله الا الله ))است و ثنا آن است كه نعمتهايى كه خداوند بر بنده عطا فرموده بشمارد: ولى دور نيست كه معانى اينها را تعميم دهيم كه شامل گردد هر جه را به اين معانى برسانند و اختصاص به اين الفاظ مخصوص ‍ نداشته باشد، چنانچه تمجيد بر ((لا حول و لا قوة الا بالله )) نيز اطلاق شده است .
2) حضرت صادق عليه السلام فرمود: هر كه دوست مى دارد كه دعايش به اجابت رسد، بايد كسب خود را پاك و حلال كند.(324)
 

 
سخن چينى
 
1) رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم به اصحاب خود فرمود: آيا خبر ندهم كه بدترين شما كيست ؟ عرض كردند: چرا يا رسول الله ؛ فرمود: آنان كه به سخن چينى روند و ميان دوستان جدايى افكنند، و براى مردمان پاكدامن عيب جويى كنند.(325)
2) امام باقر عليه السلام فرمود: بهشت بر دروغ پردازان سخن چينى كننده حرام است .(326)
 

 
سرزنش
 
1) حضرت صادق عليه السلام فرمود: هر كه مؤ منى را سرزنش كند، خدا او را در دنيا و آخرت سرزنش كند.(327)
2) حضرت صادق عليه السلام فرمود: هر كه مؤ منى را به گناهى سرزنش ‍ كند، نميرد تا اينكه آن را مرتكب گردد.(328)
 

 
سفاهت و بى خردى
 
1) حضرت صادق عليه السلام فرمود: به راستى كه بى خردى خوى پستى است ، صاحب آن بر زير دستش گردن فرازى كند، و بر بالا دست خود زبونى كند.(329)
2) امام صادق عليه السلام فرمود: بى خردى مكنيد، زيرا پيشوايان شما بى خرد نبودند.(330)
3) امام صادق عليه السلام فرمود: هر كس (رفتار) شخص بى خرد را با بى خردى مقابله به مثل كند، به هر چه بر سرش آيد، رضايت داده ، چون همانند او رفتار كرده است . (331)
 

 
سلام كردن
 
1) رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم فرمود: سلام كردن مستحب و جواب آن واجب است . (332)
2) رسول اكرم صلى الله عليه و آله و سلم فرمود: هر كه پيش از سلام كردن ، شروع به سخن گفتن كند پاسخش مدهيد.(333)
3) امام باقر عليه السلام فرمود: به درستى كه خداوند آشكار كردن سلام را دوست دارد.(334)
4) امام صادق عليه السلام فرمود: بخيل كسى است كه در سلام كردن بخل ورزد.(335)
5) امام صادق عليه السلام فرمود: آنكه آغاز به سلام كند، به خدا و رسولش ‍ نزديك تر است .(336)
6) نيز فرمود: از فروتنى و تواضع اين است كه به هر كه بر خورد كردى سلام كنى .(337)
7) همچنين فرمود: كوچك بر بزرگ سلام كند، و رهگذر برنشسته ، و گروه اندك و بر گروه بسيار سلام كنند.(338)
8) نيز فرمود: چون فردى از ميان جمعى سلام كند، از جانب آنها كفايت مى كند، و چون يكى از آنها جواب داد كفايت مى كند.(339)
9) اميرالمؤ منين عليه السلام فرمود: به اهل كتاب آغاز به سلام گفتن نكنيد، و هر گاه به شما سلام كردند، شما در جواب بگوييد: ((عليكم )).(340)
 

 
سيراب كردن مؤ من
 
1) امام سجاد عليه السلام فرمود: هر كه مؤ من تشنه كامى را آب دهد، خدايش از شراب بهشتى سر به مهر به او بنوشاند.(341)
2) رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم فرمود: هر كس توانايى آن داشته باشد كه جرعه آبى به مؤ منى بنوشاند، خداوند در برابر هر شربتى هفتاد هزار حسنه به او دهد و اگر با وجود آنكه توانايى اين كار را ندارد (يعنى آب به سختى فراهم يم شود) به او آب بنوشاند، مثل اين است كه ده بنده از فرزندان اسماعيل را آزاد كرده است .(342)
 

حرف : ش
 
شاد كردن مؤ منان
 
1) امام باقر عليه السلام فرمود: رسول خدا فرمود: هر كس مؤ منى را شاد و خوشحال سازد، پس به راستى كه مرا خوشحال ساخته ، و هر كس ‍ مرا خوشحال سازد، به راستى كه خدا را خوشحال نموده است .(343)
2) امام باقر عليه السلام فرمود: خداوند به چيزى محبوب تر از مسرور ساختن مؤ من ، پرستش نشده است .(344)
3) حضرت صادق عليه السلام فرمود: هر مسلمانى كه به مسلمانى برخورد نمايد و او را شد كند، خدا را شاد كرده است . (345)
4) امام رضا عليه السلام فرمود: هر كس اندوه مسلمانى را از بين ببرد، خداوند در روز قيامت اندوه دلش را زايل سازد.(346)
 

 
شر عمل و زبان
 
1) رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم فرمود: بدترين مردم در روز قيامت نزد خدا كسانى هستند كه از ترس بدى و شرشان ، آنها را احترام و اكرام كنند.(347)
2) امام صادق عليه السلام فرمود: كسى كه مردم از زبانش به ترسند، او در آتش است .(348)
3) امام صادق عليه السلام فرمود: به درستى كه مبغوض ترين خلق خدا آن بنده ايست كه مردم از زبانش پرهيز كنند.(349)
 

 
شك
 
1) امام صادق عليه السلام فرمود: هر كه شك كند و يا گمان برد و بر يكى از آن دو حال بماند، خداوند عملش را بى ارزش سازد، به درستى كه حجت خدا همان حجت روشن (و يقينى ) است .(350)
2) امام باقر عليه السلام فرمود: با شك و ترديد هيچ عملى سود ندارد.(351)
3) امام صادق عليه السلام فرمود: شك و نافرمانى در آتشند، نه از ما هستند و نه به سوى ما توجه دارند.(352)
4) امام صادق عليه السلام فرمود: كسى كه بر فطرت توحيد (و از پدر و مادر خداپرست ) به دنيا آيد و درباره خدا شك كند، هرگز به خير (و سعادت ) باز نگردد.(353)
 

 
شكرگزارى
 
1) رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم فرمود: خداوند در شكر و سپاسگزارى را به روى بنده اى نگشايد مگر اينكه در فزونى و فراوانى هم به رويش گشوده گردد.(354)
2) رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم فرمود: خورنده سپاسگزار، اجرش مانند روزه دار خدا جوست ، و تندرست شكرگزار اجرش مانند اجر گرفتار صابر است ، و عطا كننده سپاسگزار اجرش مانند اجر محروم قانع است .(355)
3) امام صادق عليه السلام فرمود: شكر نعمت ، دورى گزيدن از محرمات است ، و تمام سپاسگزارى به گفتن ((الحمدلله رب العالمين )) است .(356)
شماتت
1) حضرت صادق عليه السلام فرمود: در گرفتارى برادر (دينى ) خود اظهار شادى و شماتت مكن تا (در نتيجه عمل بد تو) خداوند به او ترحم كند، و آن گرفتارى را به سوى تو بگرداند، و فرمود: هر كس به مصيبتى كه به برادر (دينى اش ) رسيده ، شاد كام شود، از دنيا نرود تا خودش گرفتار آن شود.(357)
 

حرف : ص
 
صبر
 
1) امام صادق عليه السلام فرمود: صبر سر ايمان است .(358)
2) امام صادق عليه السلام فرمود: هر كه صبر كند، اندكى صبر كرده ، و هر كه بى تابى كند، اندكى بى تابى كرده است (زيرا عمر كوتاه است و مصيبات كوتاه تر).(359)
3) امام باقر عليه السلام فرمود: بهشت در ميان ناگواريها و شكيبايى است ؛ پس هر كه در دنيا بر ناگواريها صبر كند، به بهشت رود.(360)
4) اميرالمؤ منين عليه السلام فرمود: و صبر در كارها مانند سر است نسبت به تن ، چون سر از تن جدا شود بدن تباه گردد، و چون صبر از كارها جدا شود، كارها تباه شود.(361)
5) رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم فرمود: صبر بر سه قسم است : صبر در مصيبت و صبر بر طاعت ، و صبر از گناه (362)
6) امام باقر عليه السلام فرمود: جوانمردى صبر رد حالت نيازمندى و فقر و آبرو نگهداشتن و ثروتمندى (رنج بردن ) بيشتر از جوانمردى بخشش ‍ است .(363) 7) امام باقر عليه السلام فرمود: به آن حضرت عرض شد: صبر جميل چيست ؟ فرمود: صبرى كه با شكوه و شكايت و به مردم همراه نباشد.(364)
8) امام باقر عليه السلام فرمود: كسى كه صبر را براى مصيبتهاى روزگار آماده نكند، ناتوان گردد.(365)